تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣

او به اطرافيان رو كرد و گفت : آيا كسى مانند پسر فرات را ديده‌ايد ؟ به خدا با خليفه در مورد گذشت از او و برادرش سخن مي‌گويم و از آن دو كمك مي‌گيرم ، زيرا اين دو بي‌نظيرند . چند روز گذشت و درباره‌شان با خليفه صحبت كرد و آنها بخشيده و به كار گمارده شدند . » نگارنده : خاندان فرات از خاندان‌هاى معروف بغداد بودند ، بنى نوبخت ، بسطاميان جعفى كه بنى سبره گفته مي‌شدند ، آل حمدان كه اميران موصل و حلب و برخى در بغداد بودند و نيز آل مقله ، از مشاهير بودند ، و ظاهراً باقطانيين نيز شيعه بودند ، كافى 1 / 525 از على بن محمد روايت مي‌كند : « توقيعى [ از ناحيه‌ى مقدسه ] صادر شد كه از زيارت مقابر قريش [ كاظمين ] و امام‌حسين ( عليه السلام ) نهى مي‌كرد . پس از چند ماه وزير [ فضل بن جعفر بن فرات ] ، باقطائى را فراخواند و به او گفت : بنى فرات و برسيان را ملاقات كن و بگو : به زيارت مقابر قريش نروند ، زيرا خليفه فرمان داده در جستجوى كسانى كه به زيارت مي‌روند برآمده ، دستگيرشان كنند . » نشوار المحاضرة / 1066 از دفاع ابن فرات وزير ، از اعطاى مناصب مهم به شيعيان به اين علت كه از ديگران كارآمدترند ، سخن به ميان مي‌آورد : « مردم به خاطر كنار گذاشتن بزرگان كتّاب و سپردن كارها به آل بسطام و آل نوبخت بر من خشم گرفته‌اند ، به خدا قسم اگر مي‌شايست ، جز آل نوبخت كسى را بر سر كار نمي‌آوردم . ابو الحسين گويد : علت جانبدارى وى از آل بسطام ، آن بود كه ابو العباس [ احمد بن محمد بن بسطام ] رياست آنان را بر عهده داشت و نيز بابت مذهب ، تعصّب وى نسبت به بنى نوبخت نيز بابت مذهب بود . » ششم ؛ مادر مقتدر نيز از عوامل قدرت ايشان بود . او كنيزى صقلبى يعنى بلغارى بود ( 1 ) و ناعمه نام داشت . معتضد ، پس از آنكه او مقتدر را به دنيا آورد ، نامش را شغب گذارد . وى شخصيتى توانمند داشت و ظاهر آن است كه همو بود كه فرماندهان لشكر را براى بيعت با فرزند نوجوانش قانع نمود .

هامش
( 1 ) . الوافى بالوفيات 11 / 74 و معجم البلدان 1 / 87