تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤

زركلى در الاعلام 3 / 168 مي‌نويسد : « زنى با تدبير و دور انديش از كنيزان ابو جعفر المعتضد بالله بود كه وى را آزاد كرد و به همسرى گرفت . هنگامى كه در سال دويست و نود و پنج خلافت به مقتدر سيزده ساله رسيد ، اين زن بود كه او را راهنمايى مي‌كرد و بر امور خلافت استيلا داشت . او در سال سيصد و شش زنى پيشكار به نام ثمل را فرمان داد كه در هفته يك روز را به بررسى امور مردم اختصاص دهد . ثمل نيز مي‌نشست و فقيهان ، قاضيان و سرشناسان حاضر مي‌شدند ، او نامه‌ها را با خطّ خود ارائه مي‌نمود . هنگامى كه عبد الله بن حمدان با كمك برخى اطرافيان مقتدر بر وى شوريد ، و او را به سال سيصد و هفده خلع كردند ، مقتدر نزد مادرش مخفى شد و طبق يك قول او و مادرش را به خانه‌ى مونس مظفّر بردند . مادر او در منطقه‌ى رصافه ششصد هزار دينار داشت . آن زن را دستگير كردند ، ولى با سركوب شدن آن نهضت در همان سال ، به منصب تدبير امور بازگشت و تا سال سيصد و بيست كه پسرش به قتل رسيد باقى ماند . پس از آن قاهر او را - كه زنى شايسته بود - مورد شكنجه و ضرب قرار داد . در آمد وى در سال يك ميليون دينار بود كه آن را صدقه مي‌داد . » ذهبى در تاريخ الاسلام 23 / 399 مي‌نويسد : « نخستين كار قاهر آن بود كه اموال آل مقتدر را مصادره كرد ، و خود آنان را تحت شكنجه قرار داد . او مادر مقتدر را كه بيمار بود احضار كرد و با دست خود به سختى او را زد ! ولى او چيزى از اموال خود را - به جز پنجاه هزار دينار - اظهار ننمود . قاهر قاضيان را حاضر كرد و آنان را شاهد گرفت كه اين زن املاك خود را فروخته است . . . پيوسته او را شكنجه مي‌كرد تا آنكه آويخته به ريسمانى قالب تهى كرد . » قاهر پس از يك سال و نيم خلع شد و چشمانش را در آوردند . ( 1 ) ظاهراً مقتدر و مادرش كراماتى از جناب حسين بن روح ( رحمه الله ) مشاهده كرده بودند ، زيرا در مرحله‌ى نخست - يعنى پيش از آنكه حنبليان آن دو را بر ضدّ شيعه تحريك كنند - او را احترام مي‌كردند ، غيبت شيخ طوسى / 384 مي‌نويسد : « ابو القاسم ( رحمه الله ) نزد مخالف و موافق از خردمندترين مردم

هامش
( 1 ) . مروج الذهب / 1304