فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ ، ( 1 ) و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است . و نيز اين فرمودهى او كه عزيز و جليل است : فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ . فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ، ( 2 ) درهاى هر چيزى [ از نعمتها ] را بر آنان گشوديم ، تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند ناگهان [ گريبان ] آنان را گرفتيم ، و يكباره نوميد شدند . پس ريشهى آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد ، و ستايش براى خداوند ، پروردگار جهانيان است ، حضرت فرمودند : [ با ] شمشير . و نيز اين گفتار : فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ . لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ ، ( 3 ) پس چون عذاب ما را احساس كردند ، بناگاه از آن ميگريختند . نگريزيد و به سوى آنچه در آن متنعّم بوديد و [ به سوي ] سراهايتان بازگرديد ، باشد كه شما مورد پرسش قرار گيريد ؛ مقصود آن است كه قائم ، از بنى فلان دربارهى گنجهاى بنياميه سؤال ميكند . »
خداوند از پيامبران ( عليهم السلام ) در اقرار به مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ميثاق گرفته است
بصائر الدرجات / 70 و 71 از امام باقر ( عليه السلام ) نقل ميكند : « . . . آنگاه از پيامبران ميثاق گرفت و فرمود : أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ، آيا پروردگار شما نيستم ؟ سپس فرمود : و اين محمد رسول الله و اين على اميرالمؤمنين ؟ قَالُوا بَلَي ، ( 4 ) گفتند : چرا ؛ لذا به مقام نبوت رسيدند . خداوند از اولوا العزم ميثاق گرفت [ و فرمود ] : بدانيد ! من پروردگارتان هستم ، محمد رسول من ، على اميرالمؤمنين و جانشينان پس از او عهدهداران امر [ امامت ] من و خزانه داران دانش منند . به مهدى دينم را يارى و دولتم را آشكار خواهم ساخت ، از دشمنانم انتقام خواهم گرفت ، و - چه به رغبت و چه به كراهت - عبادت خواهم شد ، آنان گفتند : پروردگارا ! اقرار كرديم و گواهى داديم . . . »