ميكرد . ( 1 ) او به منصب قضاوت نيز نائل شد . ابن حجر در رواة الآثار / 144 او را ثقه ( ! ) ميشمارد ، مينويسد : « عمرو بن ذر همداني . . . صحيح عُمر است كه فردى ثقه و مشهور بوده . » و ليكن نزد ما مذموم است ، رجال كشى 2 / 483 از ثوير روايت ميكند كه عمرو بن ذر ، ابن قيس ماصر و صلت بن بهرام براى تحدّى نزد امام باقر ( عليه السلام ) رفتند ، و به گمان خود چهار هزار سؤال جمع آورى كردهاند تا امام ( عليه السلام ) را به چالش بكشند ، اما چون حضور رسيدند هيچ نپرسيدند ! « امام باقر ( عليه السلام ) فرمودند : اى پسر ذر ! آيا براى ما بعضى از احاديث ما را كه به شما رسيده نميگويي ؟ وى گفت : آري ، اى پسر رسولخدا ! پيامبر فرمودند : من در ميان شما دو امر گران را باقى ميگذارم كه يكى از ديگرى بزرگتر است ؛ كتاب خدا و اهلبيتم ، اگر بدين دو تمسك كنيد هرگز به گمراهى نيفتيد . امام باقر ( عليه السلام ) فرمودند : پسر ذر ! هنگامى كه با رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) ديدار كنى و ايشان بفرمايند پس از من با ثقلين چه كردي ، چه خواهى گفت ؟ ابن ذر چنان گريست كه ميديدم اشكها بر ريشش جريان يافته است ، و گفت : بزرگتر را كه پاره كرديم و اصغر را كشتيم . حضرت فرمودند : پسر ذر ! با اين حساب به ايشان راست ميگويي ، نه به خدا قسم روزقيامت گامى برداشته نميشود تا آنكه خدا او را از سه امر بپرسد ؛ عمر خود را در چه به پايان رسانده ، مالش را از كجا به دست آورده و در چه راهى صرف نموده ، و محبت ما اهلبيت . در اين هنگام آنها برخاستند و خارج شدند . امام ( عليه السلام ) به غلامى فرمودند : دنبال آنها برو و ببين چه ميگويند ، او همچنين كرد و بازگشت و گفت : فدايت شوم ، شنيدم كه به ابن ذر ميگفتند : ما براى اين با تو آمديم ؟ ! و او گفت : واى بر شما ! مردى است كه ميپندارد خدا از من از ولايت او خواهد پرسيد ، چگونه از كسى كه از احكام خردى چون سفره و كوزه نيز آگاه است ، پرسش كنم ؟ » نتيجه آن است كه عمرو بن ذر نه تنها داستان سرا ، بلكه ناصبى كبيرى بوده است و در رجعت بازميگردد .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1037
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٠٣٧
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام ذهبى 8 / 405