شرح
اينكه جهت و علّتى وجود ندارد كه تضادّ مذكور را اختصاص به وجوب و حرمت دهد .
خلاصه : وقوع اجتماع حكمين در موارد متعدّد ، بهترين دليل بر جواز اجتماع وجوب و حرمت است . اينك به بيان مواردى مىپردازيم كه در آنها اجتماع حكمين شده .
1 - يكى از عبادات مكروه ، خواندن نماز در حمّام است حال اگر مكلّف ، نماز فريضه و صبح را در حمّام بخواند در اين صورت ، اجتماع وجوب و كراهت محقّق شده زيرا از يك طرف ، نماز صبح ، واجب است و از طرفى خواندن نماز در حمّام ، كراهت دارد . و چنانچه كسى نماز مستحبّى را در حمام بخواند در اين فرض ، بين استحباب و كراهت ، اجتماع شده .
2 - خواندن نماز در مواضع تهمت ، مكروه است حال اگر فردى نماز واجبش را در موضع تهمت بخواند ، اجتماع وجوب و كراهت ، محقّق مىشود و چنانچه نماز مستحبى را در آن مكان بخواند ، اجتماع استحباب و كراهت تحقّق پيدا مىكند .
3 - روزه در بعضى از ازمنه از جمله ، روز عاشورا مكروه است حال اگر كسى روز عاشورا روزهء مستحبى بگيرد بين كراهت و استحباب ، اجتماع رخ داده است .
4 - خواندن نماز در مسجد ، مستحبّ است چنانچه كسى نماز واجبش را در مسجد بخواند بين وجوب و استحباب ، اجتماع تحقّق پيدا مىكند و چنانچه مكلّفى نماز مستحب را در مسجد اتيان نمايد جمع بين دو استحباب تحقّق پيدا مىكند - يكى از نظر نفس آن نماز استحبابى و يكى هم از جهت وقوع آن نماز مستحب در مسجد .
نتيجه : در موارد مذكور ، بين دو حكم متضاد ، اجتماع شده و بين آنها و صلات در دار غصبى از جهت اجتماع حكمين تفاوتى نيست زيرا در مثال اخير - نماز در دار غصبى - بين وجوب و حرمت اجتماع شده و در ساير موارد مذكور ، بين وجوب و بعضى ديگر از احكام خمسه اجتماع شده بود كه تفصيلش بيان شد و گفتيم جهتى وجود ندارد كه تضادّ بين احكام را اختصاص به وجوب و حرمت دهد و همين مسئله ، بهترين دليل بر جواز