شرح
قعود و غصب ، چه چيز متعلّق تكليف وجوبى يا تحريمى هست و مكلّف به يا منهىّ عنه كدامست به عبارت واضحتر : خواست واقعى مولا به چه چيز متعلّق مىشود ؟
جواب : متعلّق تكليف ، همان واقعيّتى است كه در خارج از مكلّف ، صادر مىشود به عبارت ديگر : همان حركات خارجيّهاى است كه نامش فرضا « صلات » هست و در باب محرّمات ، همان چيزى است كه مبغوض مولا ، مخالف با خواست او و ارادهاش به ترك آن تعلّق گرفته . مثلا واقعيّت خارجيّهء شرب خمر ، مبغوض مولا و متعلّق تكليف مىباشد .
خلاصه : مطلوب و مبغوض مولا در باب تكاليف وجوبى و تحريمى ، همان واقعيّتى است كه در خارج از مكلّف صادر مىشود . - در باب نواهى ، امكان صدور دارد .
تذكّر : از بيان مذكور نتيجه مىگيريم كه : اوّلا ماهيّات « بما هى ماهيّات » و همچنين وجودات ذهنى مدخليّتى در تعلّق تكليف وجوبى يا تحريمى ندارد . - البتّه مصنّف به اين مسئله اشاره ننمودهاند .
ثانيا : « اسامى » و « عناوين » هيچگونه دخالتى در تعلّق تكاليف ندارند .
سؤال : مقصود از اسامى و عناوين چيست و فرق بين آنها كدامست ؟
جواب : الف : « اسامى » همان عناوين متأصّله هستند كه « اعتبار » در آنها مدخليّتى ندارد . اگر مولا عبد خود را امر به « ضرب » نمود آن اسم ، دخالتى در تعلّق تكليف ندارد بلكه واقع و حقيقت ضرب است كه مدخليّت دارد . يعنى : اسم بما هو اسم ، نقشى ندارد حتّى در مثل قتل و ضرب كه به اصطلاح ايشان از واقعيّات و امور متأصّل هستند « اسامى » هيچ مدخليّتى در تعلّق تكاليف ندارند .
ب : « عناوين » همان چيزهائى است كه از فعل مكلّف انتزاع مىشود و اگر انتزاع