تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
فصل : اذا ورد مطلّق و مقيّد متنافيين « 1 » ، فامّا يكونان [ أن يكونا ] مختلفين في الاثبات و النّفي ، و امّا يكونان [ أن يكونا ] متوافقين فان كانا مختلفين مثل « أعتق رقبة و لا تعتق رقبة كافرة » فلا اشكال في التّقييد . و ان كانا متوافقين ، فالمشهور فيهما الحمل و التّقييد ، و قد استدلّ بأنّه جمع بين الدّليلين و هو أولى [ 1 ] .
شرح
به جهات ديگر هم متعلق مىشود و لذا مىتوان از آن جهات هم به اطلاق كلامش تمسّك نمود .

حمل مطلق بر مقيّد

[ 1 ] - مطلق و مقيّدى كه از ناحيهء شارع مقدّس وارد مىشود ، داراى دو صورت است : 1 - گاهى آن دو از لحاظ نفى و اثبات با يكديگر مختلف مىباشند مانند « اعتق رقبة » و « لا تعتق رقبة كافرة » قدر متيقّن از مسألهء حمل مطلق بر مقيّد ، همين فرض است يعنى : مقيّد ، دالّ بر اين است كه مطلق هم مقيّد است . 2 - اشكال در اين فرض است كه : مطلق و مقيّد از نظر نفى و اثبات ، متوافق باشند مثل اينكه هر دو مثبتين باشند مانند « اعتق رقبة » و « اعتق رقبة مؤمنة » « 2 » . سؤال : حكم فرض مذكور چيست ؟ جواب : مشهور ، مطلق را بر مقيّد حمل نموده‌اند لكن اشكالى در محلّ بحث ، مطرح شده كه : آن دو دليل با يكديگر منافات ندارند چون هر دو مثبتين هستند لذا چرا مطلق را بر مقيّد حمل مىكنيد ؟ دليلى كه براى مشهور ذكر شده ، اين است : « الجمع بين الدليلين مهما امكن اولى من
هامش
( 1 ) - متنافيين در محل بحث ، مانند متخالفين در عام و خاص هست يعنى « ظاهرا » بين آن‌ها منافات است نه واقعا چون يكى مطلق و ديگرى مقيد است . ( 2 ) - تذكّر : بحث ما در صورتى است كه قضيهء وصفيه ، فاقد مفهوم باشد زيرا اگر بگوئيم قضيّه وصفيّه ، داراى مفهوم هست در اين فرض « مفهوم » « اعتق رقبة مؤمنة » ، « لا تعتق الرقبة الكافرة » مىباشد و نتيجتا « لا تعتق . . . » مقيد « اعتق رقبة » مىشود .