تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
شرح
همين مسئله در تقييد مطلق هم جارى مىباشد يعنى : تقييد مطلق ، مستلزم مجازيّت نيست اگر مولا امروز فرمود : اعتق رقبة و فردا خطاب لا تعتق الرّقبة الكافرة را صادر نمود از دليل دوّم استفاده مىكنيم قيد ايمان در عتق رقبه مدخليّت دارد و هيچ‌گونه مجازى هم محقّق نشده زيرا كلمهء « رقبه » در رقبهء مؤمنه استعمال نشده تا مستلزم مجاز باشد بلكه مطلق ، دالّ بر ماهيّت است و مقيّد - لا تعتق الرّقبة الكافرة - دالّ بر قيد ايمان است - البتّه فرقى هم ندارد كه تقييد به متّصل باشد يا منفصل . تذكّر : اگر آنچه را به مشهور نسبت داده‌اند ، اخذ نمائيم ، بايد تمام تقييدها را مستلزم مجازيّت بدانيم « 1 » زيرا طبق مبناى مشهور ، معناى رقبه در جملهء « اعتق رقبة » ذات و ماهيّت رقبه - بدون قيد و شرط - نيست بلكه معنايش عتق رقبه‌اى است كه مقيّد به شمول و سريان در تمام افراد - اعم از مؤمن و كافر - باشد يعنى : قيد شيوع در معناى رقبه مدخليّت دارد نتيجتا اگر مولا بعد از « اعتق رقبة » فرمود : « لا تعتق الرّقبة الكافرة » آن دو قضيّه با يكديگر منافات پيدا مىكند زيرا به موجب قضيّهء اوّل ، عتق رقبهء « شايعهء » در تمام افراد - اعم از مؤمن و كافر - كفايت مىكند درحالىكه قضيّهء دوّم مىگويد : « لا تعتق الرّقبة الكافرة » منتها چون ظهور قضيّهء دوّم را از اوّل ، قوىتر مىدانيم آن را بر « اعتق رقبة » « 2 » مقدّم مىداريم پس نتيجتا بايد ملتزم شد كه رقبه در معناى حقيقى خودش استعمال نشده و قيد شيوع و سريان در تمام افراد از آن القا شده و بديهى است كه اگر رقبه در تمام و جميع معناى حقيقى استعمال نشود ، مستلزم مجاز است بنابراين ، طبق آنچه را
هامش
( 1 ) - چون لازمهء تقييد ، اين است كه قيد شمول و سريان القا شود و الا نمىتوان بين مطلق و مقيد جمع نمود . ( 2 ) - يا « اعتق الرقبة » .