شرح
ماهيّتى كه قيدش جريان و شيوع در تمام افراد باشد يعنى : شيوعش به نحو استيعاب نيست بلكه به نحو بدليّت است مثلا در جملهء « اعتق رقبة » معناى رقبه ، ماهيّتى است كه « على البدل » نسبت به تمام افراد رقبه ، صادق است و هركدامش اتيان شود ، كفايت مىكند .
مصنّف رحمه اللّه : آنچه را به مشهور نسبت دادهاند ، مستلزم سه تالى فاسد است :
1 - بايد گفت مشهور در كلمه و لفظ « مطلق » - در مقابل لغويين - اصطلاح خاصّى دارند زيرا مطلق از نظر لغت بهمعناى « آزاد » و « رها » مىباشد و قيد شيوع و سريان - در تمام افراد - در معناى لغوى « مطلق » اخذ نشده .
نتيجه : بعيد است كه مشهور در مقابل لغويين براى مطلق ، اصطلاح خاصّى داشته باشند .
2 - بايد اسم جنس و نكرهء بهمعناى دوّم « 1 » را از مصاديق مطلق ندانيم درحالىكه اسم جنس از مصاديق اظهر مطلق است . به عبارت ديگر : بايد طبق معناى منسوب به مشهور ، اسم جنس « مطلق » نباشد زيرا اسم جنس - بدون هيچ قيد و شرطى - دالّ بر ماهيّت مبهمه هست « 2 » و همچنين نكرهء بهمعناى دوّم هم نبايد از مصاديق « مطلق » باشد زيرا قيد آن « وحدت » است نه شيوع و سريان به نحو بدليّت .
آيا مىتوان ملتزم شد كه اسم جنس اطلاق ندارد ؟ خير !
اگر اسم جنس ، « مطلق » نباشد پس الفاظى كه دالّ بر اطلاق مىباشد ، كدام است ؟
هامش
( 1 ) - نكرهء بهمعناى اول ، « مطلق » نيست بلكه آن ، فرد معين واقعى است كه نزد مخاطب ، مجهول است .
( 2 ) - قبلا گفتيم به نحو « لا به شرط مقسمى » است .