شرح
آيا با وجود اين مطلب مىتوان گفت لام براى تزيين است ؟
مستشكل : چارهاى غير از اين نيست كه استغراق را از طريق تعريف ، ثابت نمود .
مصنّف رحمه اللّه ابتدا به پاسخ نقضى و سپس به جواب حلّى پرداختهاند :
جواب نقضى : شما درصدد هستيد استغراق را از طريق تعيّن اثبات نمائيد لكن اشكال ما اين است كه دو مرحله از جمع ، متعيّن است . الف : حد اكثر ب : حد اقل ، چرا شما اقلّ مراتب جمع - يعنى : ثلاثه - را از طريق تعريف مشخّص نمىكنيد و حد اكثر - يعنى :
جميع العلماء - را بهعنوان تعيّن انتخاب مىنمائيد ، « حدّ اقل » هم يك مرتبهء مشخّصى است ، رجال ، يعنى : ثلاثة رجال و اين مرتبه از جمع ، هيچگونه ابهامى ندارد لذا از اين مسئله كشف مىنمائيم ، استغراق و عموم ، ارتباطى به لام ندارد .
جواب حلّى : بگوئيد : « واضع » ، جمع را در حال محلّى بودن براى دلالت بر استغراق وضع نموده - اين مسئله ، هيچ ارتباطى به دلالت لام بر اشاره و تعيّن ندارد .
قوله : « و ان ابيت الا عن استناد الدّلالة عليه اليه فلا محيص . . . » .
اگر از پذيرفتن اين مسئله ، ابا داريد ، بگوئيد : نفس « الف و لام » درصورتىكه بر جمع داخل شود ، دالّ بر استغراق است نه اينكه چون « لام » دالّ بر تعريف است ، تعريف ، دليل بر استغراق است .
اشكال : اگر نفس لام ، دالّ بر استغراق است و لام دالّ بر تعريف نيست پس چرا با كلمهء « العلماء » بهعنوان معرفه معامله مىشود ؟
جواب : كلمهء « العلماء » معرفهء حقيقى نيست و عينا پاسخى را كه در علم جنس بيان كرديم ، تكرار مىنمائيم كه : « العلماء » معرفهء لفظى است بدون اينكه تعريفش از معنا ناشى شده باشد .
نتيجه : نمىتوان اثبات نمود « لام » دالّ بر تعريف است و جمع محلّى به لام را هم شاهدى برآن مىدانيم .