و المعروف أنّ اللام تكون موضوعة للتّعريف و مفيدة للتّعيين في غير الذّهنيّ « 1 » [ 1 ] .
شرح
« رجل » ، قبلا دالّ بر ماهيّت مبهمه بود امّا اكنون كه مدخول لام ، واقع شده ، دالّ بر ماهيّت متعيّنه است ، كلامش باطل است زيرا كلمهء « رجل » چه الف و لام داشته باشد چه فاقد آن باشد ، معنايش تفاوتى نمىكند .
ظاهر ، اين است كه اگر خصوصيّت زائدى مطرح شده ، مستند به لام يا قرائن خاصّهء ديگر است . نهايتا مىتوان گفت : كلمهء « رجل » بدون لام ، دالّ بر ماهيّت است امّا « مع اللام » بر ماهيّت متعيّن دلالت مىنمايد منتها تعيّنش به واسطهء الف و لام است . مانند ساير مواردى كه تعدّد دال و مدلول ، مطرح است ، اگر گفتيم : « اكرم رجلا عالما » ، كلمهء رجل ، دالّ بر عالميّت نيست بلكه بر ماهيّت مطلقهء رجل دلالت مىنمايد و كلمهء « عالما » دلالت بر تقيّد به علم دارد و چنين نيست كلمهء « رجل » را در رجل عالم استعمال كرده باشيم .
كلمهء « الرّجل » هم ، چنين است كه : رجل بر ذات ماهيّت دلالت مىكند و « لام » يا قرائن خاصّه ، دالّ بر تعريف و تعيّن است .
خلاصه : ظاهر ، اين است كه خصوصيّت شمول ، جنسيّت و عهديّت در هريك از اقسام از ناحيهء لام يا قرائن خاصّهء ديگر است « 2 » نه اينكه از طريق استعمال مدخول لام - مانند رجل - در معانى مختلف باشد ، چنان كه ظاهر كلام نحويين است تا نتيجتا « رجل » در معانى مجازى استعمال شده باشد يا بين چند معنا مشترك باشد .
[ 1 ] - 2 : « لام » كه دلالت بر تعريف مىنمايد ، مقصود از آن ، تعريف خارجى « 3 » است
هامش
( 1 ) - و مرادهم عدم افادتها له فيه بالنسبة الى الفرد فانه لا تعيّن فيه خارجا ، لا بالنسبة الى الجنس المتحقق فى ضمنه فانها مفيدة للتعيين بالنسبة اليه حسب افادته فى تعريف الجنس محضا و الا لم يكن من مصاديق ما وضع للتعريف . مشكينى قدّس سرّه ر . ك : كفاية الاصول محشّى به حاشيهء مرحوم مشكينى 1 / 380 .
( 2 ) - و از باب تعدد دال و مدلول مىباشد .
( 3 ) - شبيه همان تعريفى كه در اعلام شخصيه مانند زيد ، موجود است .