خصوصيّته عند الاستعمال لا يكاد يصدر عن جاهل فضلا عن الواضع الحكيم [ 1 ] .
شرح
ادات تعريف همراهش باشد - معاملهء معرفه مىشود « 1 » و معرفه بودنش به خاطر اين است كه در معناى علم جنس ، تعرّف و تعيّن ذهنى مدخليّت دارد .
[ 1 ] - تحقيق در مسئله : همانطور كه موضوع له اسم جنس ، ذات و نفس ماهيّت مبهمه مىباشد ، موضوع له علم جنس هم همان است بدون اينكه تعيّن ذهنى در موضوع له آن مدخليّت داشته باشد .
سؤال : چرا با علم جنس ، معاملهء معرفه مىشود امّا با اسم جنس نمىشود ؟
جواب : تعريف در باب علم جنس ، لفظى است و ارتباطى به معنا ندارد ، مانند مؤنّث لفظى مىباشد كه تأنيث به لحاظ معناى آن لفظ نيست بلكه در نفس لفظ ، تأنيث رعايت شده بدون اينكه در معنا انوثتى باشد ، تعريف در باب علم جنس هم لفظى است و اصلا ارتباطى به معنا ندارد .
سؤال : چرا مصنّف اصرار دارند بر اينكه : قيد تعيّن ذهنى در موضوع له علم جنس مدخليّت ندارد و چه دليلى بر اين مطلب دارند ؟
جواب : مصنّف رحمه اللّه دو ، بلكه سه دليل برآن اقامه كردهاند « 2 » :
1 - همانطور كه مىتوان حيوان مفترس خارجى را مشاراليه قرار داد و گفت : « هذا اسد » مسلّما و بلااشكال مىتوان به صورت قضيّهء حمليّه گفت : « هذا اسامة » درحالىكه اگر در معناى « اسامه » خصوصيّت ذهنيّه ، اخذ شده باشد ، چگونه مىتواند با موجود خارجى ، متّحد شود ، وجود خارجى با ذهنى ، متباين و قسيم يكديگر هستند ، امكان ندارد مقيّد به وجود خارجى - با تقيّدش - در ذهن بيايد و همچنين نمىشود مقيّد به امر ذهنى بر فرد خارجى ، حمل شود « 3 » و با خارج ، اتّحاد پيدا كند پس اگر گفتيد « هذا اسامة » بايد قبلا
هامش
( 1 ) - اما با كلمهء اسد ، چنان معاملهاى نمىشود .
( 2 ) - كأن مصنف ، نسبت به تعريف مشهور - دربارهء علم جنس ، دو يا سه اشكال كردهاند . - نگارنده .
( 3 ) - ملاك حمل شايع صناعى ، اتحاد وجودى است ، مقيد به امر ذهنى نمىتواند با وجود خارجى