تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
شرح
حال ، وجوب نماز جمعه « 1 » را هم نسبت به خودمان به اين نحو ثابت نمائيم كه : خطاب« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » *مختصّ مسلمين صدر اوّل است امّا مانعى ندارد كه براى استكشاف حال همان مسلمين صدر اوّل « 2 » به اطلاق خطاب مذكور تمسّك كنيم يعنى : تكليفى را كه متوجّه آن‌ها شده ، تجزيه و تحليل مىكنيم كه آيا در آن تكليف ، زمان حضور معصوم عليه السّلام مدخليّت و قيديّت داشته يا نه به عبارت ديگر در صدد بررسى اين نكته هستيم كه آيا تكليفى كه متوجّه آن‌ها شده مطلق بوده يا اينكه مقيّد به زمان حضور بوده است . آيا مانعى دارد كه براى بررسى وضع آن‌ها به اطلاق خطاب« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » *تمسك كرد ؟ اگر اطلاق خطاب براى آن‌ها ثابت شد « 3 » در اين صورت ، دليل اشتراك ، دالّ بر اين است كه آن حكم براى ما هم ثابت است زيرا اگر وجوب نماز جمعه ابتداء يك حكم مطلق و غير مقيّد به زمان حضور معصوم عليه السّلام باشد در اين فرض ، دليل اشتراك نقصانى ندارد كه حكم مذكور را براى ما هم ثابت كند نتيجتا طبق مبناى مذكور ، تمسّك ما به اطلاق براى اين جهت است كه مقدّمهء دليل اشتراك را مهيّا كنيم يعنى : ابتدا اطلاق حكم را براى مسلمين صدر اوّل ثابت مىكنيم سپس به دليل اشتراك ، متشبّث شده و مىگوئيم : آن حكم مطلق براى ما هم ثابت است . اشكال : تمسّك به اطلاق از نظر آن‌ها صحيح و جائز نيست زيرا مسلمين صدر اوّل در زمان حضور بودند و اگر قيدى خارجا ثابت و محقّق باشد آيا لازم است متكلّم در
هامش
( 1 ) - مثال مذكور ، فرضى هست . ( 2 ) - فعلا توجه و عنايتى به وضع خودمان - مسلمين غير صدر اول - نداريم . ( 3 ) - با تمسك به اطلاق ، يعنى : خطاب مذكور ، مطلق است و در آيه چنين نيامده : « يا ايها الناس المشرفون بشرف الحضور » پس معلوم مىشود حكم براى آن‌ها مطلق بوده ، حضور و عدم حضور مدخليت نداشته .