تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
شرح
مثال : « حرّمت عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير . . . » « 1 » ، در آيهء مذكور ، عنوان اوّلى و واقعى اشياء - مانند : دم و ميته - متعلّق حكم قرار گرفته كه از اين قبيل ادلّه ، به ادلّهء اوّليّه تعبير مىنمائيم . - به لحاظ اينكه در متعلّق احكامشان ، عناوين اوّليّه اخذ شده . 2 - بعضى از ادلّه هم احكام را براى عناوين ثانويّه ثابت مىكند مانند : « يجب عليكم اطاعة الوالد » ، فرضا اگر « والد » نسبت به سفر امر نمايد ، عمل مذكور ، داراى دو عنوان است ، عنوان اوّليش « مسافرت » و عنوان ثانوى آن « اطاعة الوالد » مىباشد « 2 » . مثال ديگر : اتيان صلات ليل ، مستحب است حال اگر كسى نذر كند ، نماز شب بخواند ، نذرش منعقد مىشود و در نتيجه با دو عنوان ، مواجه مىشويم : الف : عنوان « صلاة الليل » كه از نظر دليل اوّلى ، متعلّق حكم است . ب : عنوان ديگر ، مسألهء وفاى به نذر است كه صلات ليل ، متعلّق وجوب واقع شده و با توجّه به « اوفوا بالنّذور » ، وفاى به نذر ، يك عنوان ثانوى هست كه خارجا با اتيان صلات ليل تحقّق پيدا مىكند . تذكّر : قسم اخير از ادلّه كه احكام را براى عناوين ثانويّه ثابت مىكند بر دو قسم است گرچه خارجا نتوان براى هر دو قسمش مثالى بيان كرد لكن بر دوگونه تصوّر مىشود . الف : يك قسم كه خارجا وقوع دارد ، اين است : دليلى كه حكمى را براى عنوان ثانوى ثابت مىكند ، قيد و خصوصيّتى هم در آن مدخليّت دارد يعنى : در موضوع دليل ثانوى ، يكى از احكام عناوين اوّلى هم مأخوذ است به عبارت ديگر : نفس دليل عنوان ثانوى ، ناظر به دليل عنوان اوّلى هست و يك حكم از احكام اوّليّه در موضوع دليل ثانوى اخذ شده . مثلا اينكه گفتيم « يجب اطاعة الوالد » ، در امورى است كه حكم اوّلى آن‌ها جواز ، اباحه - و غير حرام - باشد امّا اگر پدر ، نسبت به يك « محرّم » امر نمايد ، نبايد اطاعت نمود پس دائرهء اطاعت از والد به مواردى محدود است كه حكم اوّلى مسألهء مورد اطاعت ،
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 3 . ( 2 ) - درصورتىكه امر پدر ، اطاعت شود و سفر تحقق پيدا كند ، مىگوئيم « اطاعة الوالد » محقق شده .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 422 | الشيخ فاضل اللنكراني