شرح
آيا اينكه هركدام از آنها الفاظ خاصّى دارند ، دليل بر اين نيست كه تقسيم مذكور به مقام تعلّق حكم ارتباطى ندارد بلكه ذاتا عامّ استغراقى با عامّ بدلى فرق دارد و . . .
جواب : گرچه در باب عام ، الفاظ اختصاصى مطرح است لكن با قطعنظر از تعلّق حكم نمىتوان عامّ استغراقى ، بدلى و مجموعى را تصوّر نمود .
تذكّر : توضيح و تأييدى هم ما در رابطه با پاسخ مصنّف رحمه اللّه بيان مىكنيم : همان كلمهء « كل » كه مىگوئيد اختصاص به عامّ استغراقى دارد ، گاهى به اين نحو در عامّ بدلى استعمال مىشود : « اكرم رجلا كلّ رجل شئت » .
آيا استعمال مذكور از نظر ادبى ، غلط است ؟
ظاهر ، اين است كه خير ! پس كلمهء « كل » ، مختصّ عامّ استغراقى نيست .
تأييد ديگر : فرضا شما توانستيد براى عامّ استغراقى و بدلى ، الفاظ خاصى پيدا كنيد « 1 » امّا آيا كسى مىتواند بگويد عامّ مجموعى و استغراقى هم هركدام الفاظ خاصّى دارند ؟
خير !
با اينكه بين عامّ استغراقى و مجموعى ، كمال مباينت هست امّا هيچ لفظى نداريم كه از آن ، خصوص عامّ « مجموعى » استفاده شود زيرا مولا در مقام تعلّق حكم ، قضيّهء « اكرم كلّ عالم » را به دو نحو مىتواند ، ملاحظه كند ، هم مىتواند هر فقيهى را موضوع مستقلّى براى وجوب اكرام قرار دهد هم مىتواند مجموع - « من حيث المجموع » - فقها را يك موضوع فرض كند بدون اينكه دخل و تصرّفى در الفاظ آن نمايد لذا مىگوئيم تقسيم مذكور ، مربوط به مقام تعلّق حكم است و الا عام در تمام آن اقسام ، يك معنا و مفهوم دارد « و هو شمول المفهوم لجميع ما يصلح ان ينطبق عليه » .
هامش
( 1 ) - عام بدلى تا حدى به عام استغراقى شباهت دارد .