شرح
مباحث فقهى ، فراوان و كاملا محسوس است .
[ تعريف عام ]
اصوليين براى عام ، تعاريف مختلفى ذكر كرده و آنها را مورد نقد و بررسى قرار دادهاند لكن اكثر بلكه تمام آن تعاريف از نظر طرد و عكس - جامعيّت و مانعيّت - دچار اشكال هست لكن ما همان مطلبى را كه مكرّرا بيان كردهايم ، مجدّدا تكرار مىكنيم : اشكال در باب تعاريف در صورتى وارد است كه آن تعاريف ، حقيقيّه و در جواب از سؤال « بما هو » باشد . اگر كسى « بما هو » از ماهيّت « 1 » و حقيقت شىء سؤال كند و پاسخى بشنود در اين صورت بايد نسبت به جامعيّت و مانعيّت آن تعريف بحث كند امّا اگر تعريفى عنوان « شرح الاسم » پيدا كرد ، لزومى ندارد ، جامعيّت و مانعيّت آن تعريف را ملاحظه نمايد . تعاريفى كه در اكثر مسائل شده از قبيل تعاريف لفظيّه هست نه حقيقيّه لذا بايد از نقض و ابرام دربارهء آنها صرفنظر نمود و دليل « 2 » بر اينكه آن تعاريف ، لفظى مىباشد نه حقيقى ، اين است كه : گاهى كه شما در مقام نقض و ابرام ، نسبت به يك تعريف هستيد ، مىگوئيد : اين تعريف ، شامل فلان مصداق نمىشود درحالىكه آن فرد از مصاديقش هست ، سؤال ما اين است كه شما فرديّت آن را از چه طريقى احراز كرديد ؟ و همچنين گاهى مىگوئيد فلان تعريف ، شامل فلان فرد مىشود درحالىكه نبايد شامل آن بشود زيرا از مصاديق آن تعريف نيست سؤال ما اين است كه : شما از چه طريقى متوجّه شديد كه فلان فرد از مصاديق آن تعريف هست ؟ لابد مىگوئيد يك معنا و يك معرّفى در ذهن ما مرتكز و مشخص هست و آن راهامش
( 1 ) - جنس و فصل .
( 2 ) - مصنف رحمه اللّه اين دليل را در بيان سائر تعاريف ذكر نكردهاند لكن دليل خوبى بر كلامشان هست .