شرح
مولائى به عبدش بگويد : « اكرم ثلاثة رجال » آيا آن عدد ، داراى مفهوم هست يا نه ؟
وقتى در قضيّهاى عدد ، مطرح مىشود ، گاهى حكم را نسبت به ما دون آن عدد مىسنجند و گاهى نسبت به زائد برآن .
اگر در قضيّهء « اكرم ثلاثة رجال » حكم را نسبت به كمتر از عدد ثلاثه بسنجيم و فرضا بگوئيم قضيّهء مذكور ، نسبت به اكرام دو نفر چه حكمى دارد ، پاسخ سؤال ، اين است كه « منطوق » آن قضيّه دلالت دارد كه اگر كسى به جاى اكرام سه نفر ، نسبت به دو شخص اكرام نمايد ، مأمور به را در خارج اتيان نكرده است .
آيا اگر مولا بگويد « اعتق رقبة مؤمنة » و شما به جاى آن ، رقبهء كافره را عتق نمائيد ، مأمور به را در خارج اتيان نمودهايد ؟ خير ! پس در محلّ بحث هم اگر كسى بخواهد به كمتر از عددى كه در متعلّق حكم ذكر شده ، اكتفا نمايد ، نفس « منطوق » قضيّه با آن مخالف است و ارتباطى به مفهوم ندارد .
اگر حكم را نسبت به زائد برآن عدد بسنجيم ، مسئله ، داراى دو صورت است :
الف : گاهى منظور مولا همان عدد خاص هست يعنى : « اكرم ثلاثة رجال لا ازيد و لا انقص » در اين صورت ، آن عدد دلالت مىكند كه زائد نبايد اتيان شود ضمنا دلالت مذكور ، مربوط به منطوق قضيّه هست نه مفهوم ، مانند همان دلالتى كه در جانب نفى نقيصه ، مطرح است كه نبايد كمتر از سه فرد تحقّق پيدا كند .
ب : گاهى منظور از تحديد به عدد - مانند ثلاثه - اين است كه كمتر از آن تحقّق پيدا نكند امّا اگر زائد برآن ، محقّق شود نه تنها مانعى ندارد بلكه ممكن است فضيلت و استحباب هم داشته باشد لذا در اين فرض نمىتوان قائل به ثبوت مفهوم شد و گفت مفهوم آن قضيّه ، اكرام سه نفر است نه بيشتر .