شرح
دليلى - مانند تبادر ، تصريح اهل لغت يا امثال آن - برآن قائم نشده است .
آيا اگر قضيّهء وصفيّه دلالت بر مفهوم نكند ، مستلزم لغويّت وصف است ؟ خير ! معناى لغويّت ، اين است كه بدون مفهوم اثرى نداشته باشد درحالىكه ممكن است آن قضيّه و وصف در ثبوت حكم ، مؤثّر باشد امّا تأثيرش به نحو علّيّت نباشد يا اگر به نحو علّيّت هست به نحو انحصار نباشد .
آيا اگر تأثير آن به نحو علّيّت نباشد يا اگر به نحو علّيّت هم هست به نحو انحصار نباشد ، مستلزم لغويّت هست ؟ خير !
آيا از طريق قرينهء عامّهاى مانند مقدّمات حكمت به همان تقريبى كه در بحث مفهوم شرط بيان كرديم ، مىتوان قائل به ثبوت مفهوم وصف شد ؟
خير ! قضيّهء شرطيّه از قضيّهء وصفيّه ، اقوا بود امّا مع ذلك ما آن طريق - تمسّك به اطلاق و مقدّمات حكمت - را نپذيرفتيم .
تذكّر : اگر در يك يا چند مورد ، بعضى از قضاياى وصفيّه به خاطر قرائن خاصّهاى بر علّيّت منحصره دلالت نمود ، معنا و لازمهاش اين نيست كه ما قائل به ثبوت مفهوم شويم چون بحث ما در باب مفاهيم ، كلّى هست نه موردى . به عبارت ديگر ، محلّ بحث ، اين است كه اگر قضيّهء وصفيّهاى مجرّد از قرينهء خاصّه بود آيا دلالت بر مفهوم دارد يا نه ؟
قوله : « فلا وجه لجعله تفصيلا فى محلّ النّزاع و موردا للنّقض و الابرام » .
يادآورى : مرحوم علّامه قدّس سرّه در باب مفهوم وصف تفصيلى قائل شدهاند كه : اگر قضيّهء وصفيّه بر علّيّت منحصره دلالت كند ، داراى مفهوم هست و الّا خير . يعنى : اگر در موردى قرينهاى بود كه بر علّيّت « 1 » دلالت مىكرد « 2 » ، قضيّهء وصفيّه مفهوم دارد و اگر قرينهاى نبود ،
هامش
( 1 ) - بايد مقصود از عليت ، عليت منحصره باشد .
( 2 ) - كما فى قوله : اكرم زيدا لانه عالم . ر . ك : عناية الاصول 2 / 202 .