تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
شرح
« الابتداء » را استعمال نمائيد و چنانچه عنوان مذكور به نحو آليّت و تبعيّت ، مورد عنايت شما هست لفظ « من » را استعمال كنيد مثلا در جملهء « سرت من البصرة الى الكوفة » كه « ابتدائيّت » مستقلّا ملحوظ نيست كلمهء « من » را استعمال مىكنيم اما در « الابتداء خير من الانتهاء » كه مفهوم « ابتدا » به صورت استقلال - با قطع‌نظر از اضافه به سير و بصره - مورد نظر است ، لفظ « الابتداء » را استعمال مىكنيم اما لحاظ استقلاليّت و تبعيّت در مستعمل فيه دخالت ندارد و مستعمل فيه ، مفهوم كلّى « ابتدا » هست بدون اينكه بين « من » و « الابتداء » فرقى باشد . عين بيان مذكور در محلّ بحث هم جارى هست يعنى وقتى شما وجوب را به نحو جملهء خبرى و معناى اسمى - به صورت إن جاءك زيد « يجب » اكرامه - بيان مىكنيد كلمهء « يجب » در وجوب كلّى استعمال مىشود لكن مورد استعمال جملهء « يجب » آن جائى است كه شما قصد اخبار داشته باشيد و هنگامى هم كه وجوب را با جملهء انشائى إن جاءك زيد « فاكرمه » بيان مىكنيد مفاد آن ، كلّى و طبيعت وجوب است و هيچ فرقى در اين جهت بين آن دو نيست يعنى : نه قصد اخبار ، جزء معناى « يجب » هست و نه قصد انشا جزء معناى « اكرمه » مىباشد بلكه مفاد هر دو عبارت ، كلّى و طبيعت وجوب است لذا اگر از ما سؤال كنند در جملهء إن جاءك زيد « فاكرمه » مجعول مولا چيست مىگوئيم « وجوب كلّى » جعل شده و چنانچه بگوئيد آيا در آن هيچ خصوصيّتى مطرح نيست ، پاسخ مىدهيم خصوصيّت مطرح است لكن مربوط به مستعمل فيه و موضوع له نمىباشد بلكه در رابطه با استعمال و شرائط آن است مانند همان خصوصيّت « استقلاليّت » و « آليّت » كه در باب حروف بود . نتيجه : هيچ فرقى بين دو قضيّهء - إن جاءك زيد « فاكرمه » و إن جاءك زيد « يجب » اكرامه - وجود ندارد و حكمى كه از طرف مولا جعل شده ، كلّى وجوب است و اگر كسى