شرح
در بحث فعلى - و در قضيّهء إن جاءك زيد « فاكرمه » - هيئت افعل هم همان حكم حروف را دارد يعنى : براى كلّى وجوب و معناى عام وضع نشده بلكه براى مصاديق و خصوصيّات وجوب وضع شده و در هر موردى كه هيئت امر استعمال مىشود يك فرد - و يك خصوصيّت - از وجوب ، مراد است .
اشكال : طبق مبناى اخير ، معناى جملهء إن جاءك زيد « فاكرمه » وجوب كلّى نيست چون وجوبى كه با هيئت افعل افاده شده يك وجوب شخصى هست و اگر وجوب شخصى بر مجىء زيد ، معلّق شد اصلا نزاع در باب مفهوم ، معنا ندارد .
شيخ اعظم رحمه اللّه : اين مطلب « 1 » ، مورد قبول ما هم هست لكن سؤال ، اين است كه : اگر مولا نمىخواست انتفاء سنخ حكم ، عند انتفاء شرط را بيان كند و مقصودش اين بود كه يك حكم شخصى « 2 » معلّق بر مجىء زيد ، ثابت شود چرا حكم را به صورت قضيّهء شرطيّه بيان كرد درحالىكه مىتوانست بگويد : « اكرم زيدا الجائى » كه اگر چنان تعبيرى مىنمود يك وجوب شخصى نسبت به اكرام زيد مقيّد به مجىء ، ثابت مىشد و چنانچه مجىء زيد ، منتفى مىگشت آن وجوب هم منتفى مىشد . پس ، از اينكه مولا مقصودش را به صورت اكرم زيدا الجائى بيان نكرده بلكه به نحو جملهء شرطيّه بيان نموده استفاده مىكنيم كه او نظر بالاترى داشته و مىخواسته اين مطلب را افهام نمايد كه :
مجىء زيد براى وجوب اكرام ، علّيّت دارد به نحوى كه اگر مجىء ، منتفى شود وجوب هم منتفى مىشود .
خلاصهء بيان شيخ اعظم در قسم اوّل از قضاياى شرطيّه : قبول داريم كه حكم مجعول در
هامش
( 1 ) - كه وجوب مستفاد از هيئت - اكرم - جزئى هست نه كلّى .
( 2 ) - بديهى است كه وجوب شخصى با مختصر تغيير موضوع ، منتفى مىشود .