تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و قد انقدح من ذلك أنّ النّزاع في ثبوت المفهوم و عدمه في الحقيقة انّما يكون في أنّ القضيّة الشّرطيّة أو الوصفيّة أو غيرهما هل تدلّ بالوضع أو بالقرينة العامّة على تلك الخصوصيّة المستتبعة لتلك القضيّة الاخرى أم لا ؟ [ 1 ] .
شرح
عدم المجيء حكم مفهومى » لذا طبق قاعده ، « اشبه » « 1 » اين است كه مفهوميّت و منطوقيّت ، مربوط به قضيّه ، مدلول و معنا باشد نه اينكه صفت دلالت محسوب شود و اينكه گاهى دلالت را به مفهومى و منطوقى تقسيم مىكنند از باب وصف متعلّق به حال موصوف و مانند « جاءنى زيد ابوه قائم » است . ما درعين‌حال اصرارى بر اين مطلب نداريم چه مفهوم از صفات دلالت باشد چه از صفات مدلول ، مسألهء مهمّى نيست و اثرى هم برآن مترتّب نمىشود . [ 1 ] - نزاع در باب مفاهيم « 2 » و اينكه آيا مثلا قضيّهء شرطيّه ، داراى مفهوم هست يا نه يك نزاع صغروى مىباشد يعنى : بحث در اين است كه آيا معناى منطوقى و قضيّهء شرطيّه ، داراى چنان خصوصيّتى هست كه با مفهوم ، ملازم باشد يا نه به عبارت واضح‌تر در قضيّهء شرطيّهء « إن جاءك زيد فاكرمه » نزاع در اصل ثبوت مفهوم است نه نزاع در حجيّت مفهوم مثلا در باب خبر واحد كه بحث مىكنيم « خبر الواحد حجّة ام لا » ، خبر واحد يك موضوع مفروض و مسلّم است امّا در اصل حجيّت آن بحث مىكنيم ولى در باب مفاهيم ، نزاع در اصل وجود مفهوم و عدم ثبوت مفهوم است . قائلين به ثبوت مفهوم در قضيّهء شرطيّه گفته‌اند : « لها مفهوم » و قائلين به عدم مىگويند مفهوم ندارد اما نمىگويند مفهوم آن حجيّت ندارد زيرا اساس نزاع در اين است كه آيا قضيّهء شرطيّه ، داراى خصوصيّتى هست كه آن خصوصيّت ، مستتبع يك قضيّهء تابعه باشد يا نه .
هامش
( 1 ) - زيرا مفهوم را نفس حكم معنا كرديم و حكم ، ارتباطى به دلالت ندارد بلكه مربوط به مفاد و مدلول است . ( 2 ) - مانند مفهوم شرط ، وصف غايت و . . .