فصحّ أن يقال : انّ المفهوم انّما هو حكم غير مذكور ، لا أنّه حكم لغير مذكور ، كما فسّر به ، و قد وقع فيه النّقض و الابرام بين الاعلام مع أنّه لا موقع له كما أشرنا اليه في غير مقام ، لانّه من قبيل شرح الاسم ، كما في التّفسير اللغويّ .
و منه قد انقدح حال غير هذا التّفسير ممّا ذكر في المقام ، فلا يهمّنا التّصدي لذلك [ 1 ] .
شرح
قضيّه ، نتيجهء خصوصيّتى هست كه در معناى منطوقى تحقّق دارد مانند خصوصيّت علّيّت منحصره كه در قضاياى شرطيّه بنا بر قول به ثبوت مفهوم ، ثابت است .
تذكّر : گرچه مصنّف ، چنين تصريح نمودهاند : در معنائى كه براى مفهوم بيان كرديم فرقى بين مفهوم موافق و مخالف وجود ندارد امّا درعينحال ، بيان ايشان در مفهوم موافق جريان ندارد .
توضيح ذلك : از آيهء شريفهء« فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ »به مفهوم موافقت ، حرمت ضرب و شتم استفاده مىشود امّا اشكال ما اين است كه در منطوق آيه ، خصوصيّتى وجود ندارد كه برآن معنا دلالت نمايد . مگر اينكه چنين توجيه نمائيم كه آن « خصوصيّت » لزومى ندارد علّيّت منحصره باشد بلكه خصوصيّت تعرّض نسبت به ادنى مرتبه ، مستلزم افادهء حكم مرتبهء متوسّط يا بالاتر است يعنى : كأنّ معناى آيهء شريفه ، اين است كه : نسبت به والدين « اف » - كه پائينترين مراتب توهين است - نگوئيد بنابراين ، بديهى است كه اگر پائينترين مراتب اهانت ، ممنوع شد ، وضع مرتبهء متوسّط و بالاتر ، واضح است و الا اگر آن خصوصيّت ، عبارت از علّيّت منحصره باشد فقط در مفهوم مخالف جريان دارد امّا در مفهوم موافق ، جارى نيست .
[ 1 ] - مصنّف رحمه اللّه نتيجهگيرى مىكنند كه : « المفهوم انّما هو حكم غير مذكور » « 1 » .
هامش
( 1 ) - « غير مذكور » صفت نفس حكم است .