شرح
قصد قربت مانند صوم عيد فطر كه : عبادت محرّم است و عباديّتش به اين معنا هست كه صوم عيد فطر به جاى اينكه منهى عنه واقع شود اگر مانند روزهء سائر ايّام ماه رمضان ، مأمور به مىشد ، آن صوم هم مانند سائر مصاديق روزه ، عبادى بود و امرش بدون قصد قربت ، ساقط نمىشد امّا فعلا صوم عيد فطر ، متعلّق نهى و مبغوض مولا هست .
سؤال : آيا مىتوان تعلّق نهى به روزهء عيد فطر را دليل بر صحّت آن دانست ؟
جواب : خير ! عبادت يا بايد « امر » به آن متعلّق شود يا لااقل واجد « ملاك امر » باشد لذا نمىتوان گفت صوم عيد فطر هم متعلّق امر است و هم نهى به آن تعلّق گرفته زيرا اگر چنين باشد كأنّ صددرجه از اجتماع امر و نهى ، بالاتر و اصلا اين مسئله ، ممتنع است چون در اجتماع امر و نهى ، امر به يك عنوان و نهى بهعنوان ديگر تعلّق مىگيرد ، در محلّ بحث اگر بنا باشد امر و نهى تحقّق داشته باشد بايد هر دو به صوم عيد فطر متعلّق شود يعنى : روزهء عيد فطر هم امر داشته باشد كه ملاك و زمينهء قصد قربت باشد و هم نهى داشته باشد زيرا فرض بحث ما اين است كه نهى به عبادت متعلّق شده و اين مطلب ، مستحيل است كه شىء واحد ذو عنوان واحد ، هم متعلّق امر باشد و هم متعلّق نهى لذا نمىتوان گفت با تعلّق نهى ، نسبت به صوم عيد فطر ، آن عمل ، صحيح است و نهى ، دلالت بر صحّت دارد ، عباديّت روزهء عيد فطر ، تعليقى است و اكنون - بالفعل - عبادت نيست بلكه مبغوض مولا مىباشد و چيزى كه مبغوض و مبعّد هست ، نمىتواند مقرّب هم باشد .
خلاصه : كلام ابو حنيفه در اين قسم از عبادت - يعنى : بنا بر تعريف اخير - هم بهطور كلّى باطل است .