شرح
مانند سائر مصاديق صوم ، عبادى بود و امرش بدون قصد قربت ، ساقط نمىشد « 1 » .
نتيجه : اگر نهيى به صوم عيد فطر ، متعلّق شد ، چرا حرمت ذاتى نداشته باشد ، اكنون و بالفعل كه امرى به آن تعلّق نگرفته بلكه نهى به آن متعلّق شده و نهيش مانند نهى متعلّق به شرب خمر ، ذاتى هست پس عبادت در محلّ بحث ، چنان معنايى دارد كه منافاتى با مبغوضيّت و حرمت ذاتيّه ندارد .
ب : منظور از عبادت ، آن چيزى است كه « ذاتا » « 2 » جنبهء عباديّت دارد و نياز به امر ندارد « 3 » مانند خضوع ، خشوع و سجده در پيشگاه حضرت حق كه ذاتا عبادت است و نياز به تعبّد ندارد تا عنوان عبادت براى آنها تحقّق پيدا كند .
سؤال : اگر يك عبادت ذاتى ، متعلّق نهى واقع شود مثلا شارع مقدّس به شخص حائض دستور دهد ، همان سجدهاى كه عبادت ذاتى هست در حال حيض بر تو حرام است ، در اين صورت نهى مذكور ، نقصى دارد ؟ آن سجده ، عبادتى هست كه فعلا نهى ذاتى به آن تعلّق گرفته و نهيش دالّ بر مبغوضيّت است - مانند نهى متعلّق به شرب خمر و سائر محرّمات .
خلاصهء جواب : طبق آن دو معنائى كه براى عبادت « 4 » ذكر كرديم ، هيچ مانعى وجود ندارد كه نهى متعلّق به عبادت ، دالّ بر حرمت ذاتى و كاشف از مبغوضيّت و فساد باشد .
هامش
( 1 ) - پس مقصود از تعلّق نهى به عبادت ، اين نيست كه اكنون يك عبادت فعلى مأمور به به امر وجوبى يا استحبابى داريم كه نهى هم به آن تعلق گرفته ، اگر چنين باشد كأنّ صددرجه از اجتماع امر و نهى بالاتر و اصلا اين مسئله ، ممتنع است .
( 2 ) - با قطع نظر از نهى ، ذاتا مقرب الى المولى هست .
( 3 ) - مانند نماز نيست كه اگر امر به آن تعلّق نگيرد ، شما عباديّت آن را احراز نمىكنيد .
( 4 ) - يعنى : عبادتى كه داخل در بحث فعلى ما هست - بحث دلالت يا عدم دلالت نهى بر فساد .