و ان كان النهي عنه على نحو الحقيقة و الوصف بحاله و ان كان بواسطة أحدها الا أنه من قبيل الواسطة في الثّبوت لا العروض كان حاله حال النّهى في القسم الاول ، فلا تغفل « 1 » [ 1 ] .
شرح
تذكّر : قسم ششم از قبيل تعلّق نهى به « نفس » جزء يا شرط يا وصف عبادت است كه احكام هريك از آنها را به نحو مشروح بيان كرديم .
[ 1 ] - 7 : گاهى نهى به نفس عبادت متعلّق مىشود و حقيقتا مجموع عبادت ، منهى عنه است امّا علّت آورندهء نهى و آن چيزى كه واسطه شده نهى به عبادت متعلّق شود ، جزء يا شرط يا وصف عبادت است كه جزء يا شرط يا وصف ، عنوان واسطه در ثبوت دارد .
سؤال : فرق قسم ششم با قسم هفتم چيست ؟
جواب : كأنّ در قسم ششم ، واسطه ، واسطه در عروض « 2 » است و در قسم هفتم واسطه در ثبوت « 3 » .
هامش
( 1 ) - و الامثلة واضحة كالنهى عن الصلاة بلا ركوع او بلا طهارة او بلا وصف الاتصال . ر . ك : شرح كفاية الاصول مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى 1 / 261 .
( 2 ) - اصطلاحا واسطه در عروض ، آن است كه عرض حقيقتا مربوط به نفس واسطه هست امّا به معروض ديگرى كه نسبت مىدهيم به صورت عرض ، مجاز و مسامحه هست امّا حقيقتا - همان حقيقتى كه در علم بيان خواندهايم - مربوط به واسطه است . مثال : شما در مورد فردى كه در كشتى نشسته چنين تعبير مىكنيد : « جالس السفينة متحرك » امّا واقعيت امر ، اين است كه نسبت مذكور ، مجاز است و او حركتى ندارد بلكه واقعا كشتى متحرك است لذا بالعرض و المجاز چنان تعبيرى مىشود .
( 3 ) - واسطه در ثبوت ، اين است كه : واسطه ، سبب مىشود كه عرض حقيقتا عارض معروض شود .
« يك مثال عرفى » : فرضا دو نفر با يكديگر اختلاف دارند ، شخص ثالثى بين آن دو آشتى و ارتباط برقرار مىكند ، ارتباط مذكور ، مربوط به آن دو نفر است امّا شخص ثالث ، واسطه شده كه بين آنها تصالح برقرار شود . « مثال فقهى » : آب كر چنانچه يكى از اوصاف سهگانهاش - رنگ ، بو و طعم -