شرح
جواب : 1 - قسم اوّل « 1 » مسلّما داخل در محلّ بحث است .
2 - قسم دوّم « 2 » هم داخل در بحث فعلى هست زيرا : اگر مجموعهاى داراى عنوان عبادت بود ، اجزاى آنهم عنوان عبادت دارد و در نتيجه اگر جزئى از آن متعلّق نهى واقع شد ، صادق است كه بگوئيم : نهى به عبادت متعلّق شده .
سؤال : اگر نهيى به جزء عبادت متعلّق شد و مكلّف ، آن جزء را به نحو حرام اتيان نمود ، بنا بر « اقتضا » كلّ عبادت هم باطل مىشود يا نه ؟
جواب : ممكن است آن جزء ، باطل باشد امّا كل عبادت ، باطل نباشد ، مثل اينكه شما از آن جزء باطل صرفنظر نمائيد و به جايش يك جزء ديگر اتيان نمائيد .
مثال : اگر مكلّفى در نماز ، يكى از سور عزائم - كه قرائتش در نماز ، حرام است - را اتيان نمود ، آن سوره ، جزء نماز واقع نمىشود - حرام و باطل است - امّا مكلّف براى اين كه نمازش بدون سوره نباشد يكى از سور غير عزائم را قرائت نمود ، در اين صورت وجهى براى بطلان عبادت نيست « 3 » - بطلان جزء با بطلان كل ، ملازم نيست .
تذكّر : بيان مذكور در صورتى است كه محذور و عنوان ديگرى كه موجب بطلان باشد ، تحقّق پيدا نكند مثلا اگر كسى در نماز ، يكى از سور عزائم را خواند و سپس به جاى آن ، سورهء ديگرى - غير از عزائم - را قرائت نمود در اين صورت گرچه سورهء غير حرامى را اتيان نموده لكن چون دو سوره در نماز قرائت كرده ، عنوان « قران » بين سورتين تحقّق پيدا كرده و به نظر بعضى از فقها نمازش باطل است « 4 » .
هامش
( 1 ) - تعلق نهى به مجموع عبادت .
( 2 ) - تعلق نهى به جزء عبادت .
( 3 ) - مگر اينكه مكلف در نمازش فقط به يكى از سور عزائم اكتفا كند .
( 4 ) - قرائت دو سورهء مستقل كه از آن ، تعبير به « قران » بين سورتين مىشود به نظر بعضى از فقها مبطل نماز است .