تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
لا ريب في دخول القسم الاول في محلّ النّزاع ، و كذا القسم الثّانيّ به لحاظ أنّ جزء العبادة عبادة ، الا أنّ بطلان الجزء لا يوجب بطلانها الا مع الاقتصار عليه ، لا مع الاتيان بغيره مما لا نهي عنه الا أن يستلزم محذورا آخر [ 1 ] .
شرح
2 - ممكن است جزء عبادت ، متعلّق نهى واقع شود مانند قرائت سور عزائم « 1 » در نماز يا اتيان سجده رياء . 3 - گاهى نهى به شرط « 2 » عبادت متعلّق مىشود مثلا وضو با آب متنجّس يا غصبى منهى عنه است يعنى : شرط نماز ، عبارت از وضو و تحصيل طهارت است امّا وضوى با آب متنجّس ، منهى عنه مىباشد . 4 - امكان دارد نهى به وصفى متعلّق شود كه با عبادت ، ملازم است مثلا در نمازهاى اخفاتى نهى از جهر به قرائت شده ، « جهر » وصفى نيست كه جداى از قرائت تحقّق پيدا كند بلكه ملازم و همراه قرائت است . « القراءة اما أن تكون مع الجهر و اما أن تكون مع الاخفات » امّا نسبت به « جهر » نمىتوان گفت : اما أن تكون مع القراءة و اما أن تكون بدون القراءة . 5 - ممكن است نهى به وصفى متعلّق شود كه با عبادت ، ملازم نيست بلكه مفارق است يعنى : گاهى همراه عبادت واقع مىشود و گاهى هم با غير عبادت تحقّق پيدا مىكند مانند نهيى كه به غصب ، متعلّق شده ، غصب گاهى در ضمن اكوان صلات تحقّق پيدا مىكند و در بسيارى از اوقات هم ارتباطى به نماز ندارد و در غير حال صلات ، محقّق مىشود . [ 1 ] - سؤال : كدام يك از اقسام پنج‌گانه مذكور ، داخل بحث فعلى هست ؟
هامش
( 1 ) - سوره‌هائى كه داراى سجدهء واجب هست ، نمىتوان در نماز قرائت نمود . ( 2 ) - فرق بين جزء و شرط ، اين است كه : جزء در ماهيت مدخليت دارد اما شرط ، خارج از ماهيت است منتها تقيدش در صحت مدخليت دارد .