تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
شرح
است ، هنوز انفصال غساله تحقّق پيدا نكرده پس به مجرّد ملاقات آب ظرف « ب » با محل ، همان لحظه ، مكلّف يقين دارد كه « هذا نجس » زيرا اگر آب ظرف « الف » متنجس بوده تاكنون مطهر نيامده و چنانچه آب ظرف « ب » متنجس بوده الآن تنجس تحقّق پيدا كرده خلاصه اينكه در لحظهء ملاقات آب ظرف « ب » با موضع وضو « يعلم علما تفصيليّا بنجاسة هذا العضو » و هنگامى كه علم تفصيلى به تنجس آن عضو پيدا شد چه مطهرى آمده ؟ هر قدر هم شما با آب ظرف « ب » تطهير نمائيد ، نمىدانيد كه آب ظرف « ب » طاهر است يا متنجس ، اگر طاهر باشد ، مطهر است چنانچه متنجس باشد ، مطهر نيست بنابراين ، علم تفصيلى به نجاست آن عضو و شك در حصول مطهّر داريد در اين صورت ، استصحاب نجاست در آن موضع جريان پيدا مىكند و در نتيجه بعد از اتمام وضو به وسيلهء آب ظرف « ب » به مقتضاى استصحاب ، تمام مواضع وضو ، متنجس است و مطهّرى نيامده . نتيجه : ممكن است بگوئيم « روايت » ناظر به اين مطلب است : براى اينكه مكلّف ، گرفتار نجاست خبثى « 1 » نشود ، فرمان به اهراق آب آن دو اناء مشتبه داده شده . آرى اگر كسى در باب تطهير متنجس ، قائل شد كه نه تعدّد ، شرط است و نه انفصال غساله در اين صورت به مجرّدى كه آب مطهر با دست متنجس « 2 » ملاقات نمود ، پاك مىشود و نتيجهء قول مذكور ، اين است كه : شما زمان مشخّصى را نمىتوانيد ، معيّن كنيد كه در آن زمان ، علم تفصيلى به تنجس دست خود داشته‌ايد ، نمىتوانيد بگوئيد در فلان لحظه يقين دارم دستم متنجس بوده چون در هيچ لحظه‌اى علم تفصيلى به تنجس
هامش
( 1 ) - همان نجاستى كه در فرض مسئله ، مطهّرى برايش پيش نيامده . ( 2 ) - در فرض متنجس بودن دست .