شرح
استصحاب چه خواهد بود .
اينكه شنيدهايد با اجراى استصحاب نمىتوان لوازم عقلى و عادى را ثابت نمود اين است كه :
اگر موضوعى را استصحاب كنيم و آن موضوع مستقيما داراى اثر شرعى باشد ، در اين صورت مسلّما با اجراى استصحاب بايد آن اثر شرعى را بر مستصحب ، مترتّب نمود مانند استصحاب عدالت زيد كه اثر شرعى آن جواز اقتداء به او است و يا استصحاب حيات زيد كه از جمله اثرات آن ، حرمت تقسيم اموالش و حرمت تزويج زوجهاش مىباشد .
امّا گاهى موضوعى را كه استصحاب مىكنيم مستقيما داراى اثر شرعى نيست بلكه داراى يك لازم عادى است « 1 » كه اگر آن لازم عادى ثابت شود ، داراى يك اثر شرعى است يعنى اثر شرعى ، مع الواسطه ، اثر موضوع و مستصحب است .
فرض مذكور از جمله فروضى است كه محلّ بحث ما هست و بايد بررسى كرد كه آيا استصحاب مىتواند آن لازم عادى را ثابت نمايد و آيا استصحاب مىتواند اثر شرعى مترتّب بر لازم عادى را ثابت كند يا نه ؟
مثلا نبات لحيه ، لازمهء حيات كودكى است كه مدّت بيست سال از نظر غائب شده ، حال اگر ما بعد از گذشت بيست سال نسبت به او استصحاب حيات ، جارى نموديم ، آيا مىتوانيم بگوئيم پس او داراى لحيه هم هست و چون پدرش نذر كرده كه « اگر فرزندم داراى لحيه شود ، صد درهم صدقه مىدهم » پس بايد به نذر خود عمل كند ؟
هامش
( 1 ) - يعنى عادة لازم موضوع است امّا از نظر عقل ، لازم موضوع نيست .