تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
شرح
حضرت عيسى ( ع ) نسخ شده و معناى نسخ هم اين است كه خلاف آن احكام ، ثابت شده لذا با وجود علم اجمالى مذكور اگر در موردى در بقاء حكمى شك كرديد ، حقّ اجراى استصحاب نداريد زيرا كسى كه علم اجمالى به نقض و انتقاض حالت سابقه پيدا كرده ، نمىتواند و نبايد استصحاب ، جارى نمايد . خلاصه اينكه ما از شما مىپذيريم كه لازمهء نسخ ، اين نيست كه تمام احكام شريعت سابقه از بين برود امّا شما هم با وجود علم اجمالى ، حقّ اجراى استصحاب نداريد . جواب : مصنّف فرموده‌اند در موردى استصحاب ، جارى مىكنيم كه علم اجمالى ، مطرح نباشد و دو صورت براى آن تصوّر نموده‌اند : الف : ما علم اجمالى داريم كه مثلا از صد حكم شريعت حضرت عيسى ( ع ) پنجاه حكم آن نسخ شده و آن موارد را مشخّص كرده‌ايم يعنى علم اجمالى ما به علم تفصيلى منحل شده ، و اكنون شك و ترديد ما نسبت به حكم پنجاه‌ويكم است - كه از دائرهء علم اجمالى ، خارج است - و مىخواهيم بررسى كنيم كه آيا آن حكم ، تغييرى پيدا كرده است يا نه در اين صورت مىتوانيم نسبت به آن ، استصحاب ، جارى كنيم - بعد از انحلال علم اجمالى به علم تفصيلى مانعى از جريان استصحاب وجود ندارد - خلاصه : مانعيّت علم اجمالى را قبول داريم لكن كلام را در موردى فرض مىكنيم كه علم اجمالى به علم تفصيلى يا به يك علم اجمالى صغير منحل شده است . ب : در مواردى احكام شريعت سابقه را استصحاب مىكنيم كه آن مشكوك اصلا - و از ابتدا - جزء اطراف علم اجمالى نبوده مثلا علم اجمالى داريم كه در احكام