شرح
تعليقى بر اثر معارضه ، بدون نتيجه و فائده است - هر دو استصحاب بر اثر تعارض ، تساقط مىكنند -
بيان ذلك : هنگامى كه عنب به زبيب ، مبدّل مىشود و غليانى تحقّق پيدا نكرده ، آن زبيب - قبل از غليان - چه حكمى دارد ؟
مسلّما حكم آن زبيب ، حلّيّت است .
آيا حلّيّتى كه براى زبيب قبل از غليان ، ثابت است ، حلّيّت مشروط است يا حلّيّت مطلق و فعلى ؟
بلااشكال آن حلّيّت ، فعلى است و مىتوان آن را مصرف نمود و مثلا آن را خورد و . . . و همچنين عصير زبيبى هم قبل از غليان داراى حلّيّت است خلاصه اينكه يك حلّيّت مطلقهء فعليّه براى زبيب قبل از غليان ، تحقّق دارد حال كه غليان برآن زبيب ، عارض شد و ما شك نموديم كه آيا آن حلّيّت فعليّه مطلقه از بين رفته يا نه ، مىتوان نسبت به زبيب ، حلّيّت فعليّهء مطلقه را ابقاء و استصحاب نمود و گفت :
زبيب قبل از غليان داراى حلّيّت فعليّهء مطلقه بود و الآن كه حالت غليان برآن ، عارض شده ، ما شك نمودهايم كه آيا آن حلّيّت فعليّه مطلقه بهواسطهء غليان از بين رفته يا نه ، آن حلّيّت را ابقاء و استصحاب مىنمائيم و از طرفى هم شما استصحاب تعليقى را جارى مىكنيد و مىگوئيد :
همين شىء در زمانى كه عنب بود اگر غليان پيدا مىكرد ، حرام بود و الآن كه به زبيب ، مبدّل گشته و حالت غليان برآن عارض شده و شك نمودهايم كه آيا اگر غليان پيدا كند حرام است يا نه مىتوانيم حكم تعليقى را استصحاب نمائيم و بگوئيم بعد از غليان هم حرام است .
خلاصه اينكه : لازمهء استصحاب تعليقى حرمت است - بعد از غليان - و لازمهء