تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
لا يقال : فاستصحاب كلّ واحد من الثّبوت و العدم يجري لثبوت كلا النّظرين ، و يقع التّعارض بين الاستصحابين ، كما قيل « 1 » [ 1 ] .
شرح
زيد ، شك داريم مىتوان بقاء وجوب اكرام زيد را استصحاب نمود و بين قضيتين ، اتّحاد عرفى برقرار است . خلاصه : اگر در باب استصحاب ، دقّت عقلى اعمال نمائيم ، اشكال مستشكل ، وارد است و بعد از انقضاء زمان خاص - زمان اوّل - نمىتوان بقاء وجوب را استصحاب نمود امّا اگر نظر عرف را ملاك قرار دهيم ، بعد از انقضاء زمان خاص مىتوان بقاء وجوب را استصحاب نمود . تاكنون تقريبا مصنّف تا حدّى اشكال مستشكل را پذيرفته‌اند - درصورتىكه حاكم نسبت به اتّحاد قضيّتين عقل باشد - و همين مطلب زمينه‌اى براى اشكال ديگرى را ايجاد نموده كه اكنون به بيان آن مىپردازيم . [ 1 ] - اشكال : شما - مصنّف - قبول كرديد كه بنا بر اعمال دقّت عقلى در تشخيص موضوع قضيّهء متيقّنه و مشكوكه ، استصحاب ثبوت و بقاء حكم جارى نمىشود بلكه استصحاب عدم وجوب ، جارى مىشود امّا بنا بر اينكه ملاك در ادلّهء استصحاب ، نظر و تشخيص عرف باشد ، استصحاب ثبوت و بقاء حكم ، جارى مىشود و در نتيجه ، بين آن دو استصحاب ، تعارض مىشود و با تعارض تساقط مىكنند - بين استصحاب ثبوت و عدم ثبوت حكم ، تعارض و تساقط برقرار مىشود - تذكّر : اشكال مذكور در صورتى است كه زمان در دليل حكم به‌عنوان ظرف اعتبار شده باشد - نه قيد - زيرا درصورتىكه زمان به‌عنوان قيد ، اخذ شده باشد هم با
هامش
( 1 ) - مرحوم فاضل نراقى .