إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 390
قيّد به الصّوم مثلا ، فيترتّب عليه وجوب الإمساك و عدم جواز الإفطار ما لم يقطع بزواله ، كما لا بأس باستصحاب نفس المقيّد ، فيقال : إنّ الامساك كان قبل هذا الآن في النهار ، و الآن كما كان فيجب ، فتأمّل [ 1 ] . در مورد جريان استصحاب در نفس « زمان » و « زمانى » بود . استصحاب فعل مقيّد به زمان [ 1 ] - اكنون مصنّف ، بحث نسبتا مفصّلى را دربارهء استصحاب فعل مقيّد به زمان شروع مىكنند يعنى فعلى كه خودش « قارّ » است امّا مقيّد به زمان است بنابراين امورى داريم كه « زمان » نيست امّا به زمان ، مقيّد است و در شريعت مقدّس امثلهء فراوانى دارد مانند « صوم » كه صوم بهمعنى امساك و مقيّد به زمان خاصّى است . شك در بقاء حكم - وجوب - فعل مقيّد به زمان به دو نحو ، تصوّر مىشود . 1 - گاهى شك مىكنيم كه آيا آن زمانى - قيدى - كه اين فعل ، مقيّد به آن بوده باقى است يا نه ، مثلا در ساعت و لحظات آخر روزهاى ماه رمضان ، شك مىكنيم كه آيا وقت افطار ، فرارسيده است يا نه ، آيا روز ، باقى است يا پايان پذيرفته ؟ مصنّف فرمودهاند در اين قبيل ، موارد دو نوع استصحاب مىتوان جارى نمود . الف : مىتوانيم در نفس زمان - نهار - استصحاب ، جارى نمائيم و بگوئيم هنوز روز ادامه دارد و لازمهء بقاء نهار ، وجوب امساك و عدم جواز افطار است . ب : مىتوانيم در فعل مقيّد به زمان - امساك و روزه - استصحاب جارى نمائيم به اين نحو : « انّ الامساك قبل هذا كان في النّهار و الآن كما كان فيجب » . پنج دقيقه قبل ، مسلّما امساك و صوم من در نهار و روز بود امّا اكنون كه شك نمودهام كه امساك من در نهار است يا اينكه بواسطهء دخول ليل ، ديگر آن امساك