تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
شرح
همان‌طور كه استصحاب در امور قارّه - مستمرّه - مانند طهارت ، عدالت و غيره جريان پيدا مىكند در امور غير قارّه - تدريجيّه - مانند زمان ، سيلان دم ، جريان آب و غيره جارى مىشود . البتّه خصوصيّت امور غير قارّه و تدريجيّه ، اين است كه هر جزئى از آن تحقّق پيدا مىكند و سپس منصرم و منعدم مىشود آن‌گاه جزء بعد موجود مىشود . مثلا يقين داريم كه تا يك دقيقه قبل آب فلان چشمه در حال جريان بود ، پرواضح است كه آن آبى كه در يك دقيقه قبل جريان داشت با آبى كه اكنون در حال جريان است دو جزء از اجزاء آن آب است و هيچ‌گاه شك نمىكنيم كه آيا همان جزئى كه قبلا سيلان و جريان داشت آيا اكنون هم همان جزء ، جارى است يا نه زيرا آن جزء قبلى و جريان آن قطعا از بين رفته است بلكه شكّ ما در سيلان و جريان يك جزء ديگر است و اين جزء ، حالت سابقه‌اش - جريانش - مسلّم نيست امّا درعين‌حال مىگوئيم تا وقتىكه اين امور تدريجيّه ، استمرار دارند و بين آنها عدم ، ركود و توقّفى ايجاد نشده ، استصحاب در مورد آنها جريان پيدا مىكند . لازم به تذكّر است كه در مواردى كه اصلا عدم و توقّفى بين آن اجزاء و جريان ، فاصله نشده باشد ، هم عرف و هم عقل مىگويد همان شىء ، استمرار و بقاء دارد « 1 » امّا در مواردى كه عدمى بين آن فاصله شده ، از عرف كمك مىگيريم و او حكم مىكند كه اگر فىالجمله - نه به‌صورت كلّى - عدمى بين آن جريان متخلّل شده ، باز هم همان شىء و همان جريان استمرار و دوام دارد « و قضيّهء متيقّنه و مشكوكهء ما متّحد
هامش
( 1 ) - نه اينكه اجزاء و جريان متعدّد - جريان ديگر - تحقّق دارد و در نتيجه ، اشكال عدم اتحاد بين قضيّهء مشكوكه و متيقّنه وارد نمىباشد .