شرح
دارد و چنانچه فىالجمله - نه بهطور كلّى - عدم و توقّفى متخلّل شود در اين صورت هم باز عرف مىگويد همان حركت ادامه دارد و وحدت عرفى برقرار است .
ب : امّا الحركة التوسّطيّة : « عبارة عن كون الشّىء بين المبدأ و المنتهى ، كالنّهار الّذى هو عبارة عن كون الشّمس بين المشرق و المغرب و الليل الذى هو عبارة عن كونها بين المغرب و المشرق » « 1 » .
طبق تعريف اخير ، يك شىء مىتواند بين مبدأ و منتهى باشد خواه فاصلهء بين مبدأ و منتها زمانى يا مكانى يا غير از آن دو باشد كه اين نوع ، حركت يك امر مستمر و مستقر - قار - هست و مفهومى ندارد كه اجزائى برايش تصوّر كنيم و بگوئيم هر جزئى از آن « يوجد و ينعدم » فرض كنيد كه شما از منزلتان به مقصد خاصّى حركت كردهايد « كون » اوّل ، عبارت است از مبدأ و « كون » آخر ، عبارت است از منتها لكن بين مبدأ و منتها اكوان متعدّدى تحقّق دارد و معناى حركت توسطيّه يك امر جامعى است و شامل « كون » ثانى ، ثالث و عاشر ، مىشود .
بهعبارت ديگر شما در كون دوّم ، متوسّط بين مبدأ و منتها هستيد و در كون سوّم ، متوسّط بين مبدأ و منتها هستيد در كون دهم هم متوسّط بين مبدأ و منتها هستيد پس اين حالت توسّط ، « يوجد و ينعدم » نيست بلكه آن حالت از كون ثانى شروع شده تا به منتها برسيد ادامه دارد و يك امر مستمر و قارّى هست .
خلاصه : در حركت قطعيّه تدريج و تدرّج هست و امّا حركت توسّطيّه يك معناى ثابتى است كه از كون دوّم شروع مىشود و تا كون قبل المنتهى مانند يك كلّى ، تحقّق و استمرار دارد . و اگر حركت ، حركت توسّطيّة شد ، اصلا ، اشكالى در
هامش
( 1 ) - ر . ك حقائق الاصول 2 / 460 .