شرح
- خصوصيّت مربوط به سبب - هر دو ، امر تكوينى هستند منتها مسبّب - وجوب نماز - يك امر تشريعى است ولى سبب و سببيّت از دائرهء تشريع ، خارج هستند البتّه اگر شارع مقدّس ، بيان نكند كه دلوك شمس ، سبب وجوب نماز است ما از راه ديگر نمىتوانيم اين سببيّت را كشف نمائيم يعنى سببيّت مذكور از چيزهائى است كه ما از شارع ، اخذ مىنمائيم و به همين لحاظ ، عنوان « حكم » برآن اطلاق مىشود و الا در واقع ، عنوان « حكم » ندارد و سببيّت دلوك با سببيّت نار فرقى بينشان نيست ، جز اينكه سببيّت آتش براى حرارت يك امر محسوس و وجدانى است امّا سببيّت دلوك براى وجوب را بايد از شارع اخذ نمود .
سؤال : آيا آن خصوصيّت و سببيّتى كه در دلوك شمس و نظاير آن وجود دارد با انشاء و جعل شارع محقّق مىشود ؟
جواب : همانطور كه بيان كرديم آن خصوصيّت ، يك امر تكوينى است و با انشاء و جعل شارع ، تحقّق پيدا نمىكند مثلا اگر شارع بفرمايد « دلوك الشّمس سبب لوجوب الصّلاة » ، او ما را نسبت به يك تكليف ، مطّلع نموده است نه اينكه او براى دلوك ، سببيّت را جعل نموده « 1 » .
قوله « ضرورة بقاء الدّلوك على ما هو عليه قبل انشاء السّببيّة . . . » .
اگر شارع ، بما هو شارع براى دلوك شمس ، سببيّت را انشاء كند ، تغييرى در آن ايجاد نمىشود و دلوك به همان حال قبلى خود ، باقى است يعنى اگر قبل از انشاء شارع ، دلوك شمس ، واجد آن خصوصيّت تكوينى و اقتضاء وجوب بوده ، باز هم به همان حال ، باقى است و اگر فاقد آن خصوصيّت بوده با انشاء شارع تغييرى در آن
هامش
( 1 ) - بهخلاف اين مثال « البيع سبب للملكيّة » كه شارع براى بيع ، سببيّت را جعل نموده است .