قلت : فإنّي قد علمت أنّه قد أصابه ، و لم أدر أين هو ، فأغسله ؟ قال : تغسل من ثوبك النّاحية الّتي ترى أنّه قد أصابها ، حتّى تكون على يقين من طهارتك [ 1 ] .
شرح
قاعدهء يقين است .
سؤال : كداميك از دو احتمال مذكور ، ترجيح دارد و ظاهر روايت چيست ؟
جواب : اگر بخواهيم روايت را به قاعدهء يقين حمل كنيم بايد دو خلاف ظاهر مرتكب شويم :
الف - بايد از جملهء « فنظرت فلم أر شيئا » استفاده كنيم كه زراره بعد از تفحّص و دقّت ، يقين به طهارت پيدا كرده است درحالىكه جملهء مذكور دلالتى بر يقين به طهارت ندارد .
ب - در كلام زراره ، بعد از جملهء « فنظرت . . . » اصلا مسئله شك ، مطرح نشده است كه ما بگوئيم زراره در يقين قبلى خود ، شك نموده و روايت ناظر به قاعدهء يقين است .
امّا اگر روايت را بر استصحاب ، حمل نمائيم مطلب واضح است و ظاهر روايت هم ، همين است چون در سؤال زراره يقين و شك مطرح بوده - بهنحوىكه بيان كرديم - و امام ( ع ) هم فرمودهاند : « لأنّك كنت على يقين . . . ابدا » .
[ 1 ] - سؤال چهارم : زراره : من يقين پيدا كردم كه نجاستى به لباسم اصابت نموده است و لكن موضع اصابت را پيدا نكردهام كه آن را تطهير نمايم - بهصورت شبههء محصوره ، مىدانم نجاست بر لباسم اصابت نموده است - حكم مسئله چيست ؟
امام « عليه السّلام » : تمام آن قسمت و آن ناحيه از لباس را بايد تطهير كنى يعنى اگر مىدانى كه نجاست به سمت چپ لباس ، اصابت نموده بايد تمام قسمت چپ را تطهير كنى و يا مثلا اگر مىدانى آن نجاست به سمت راست لباس ، اصابت