تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
شرح
موضوعى نمائيم كه آن موضوع ، داراى حكم شرعى است ، حكم به بقاء آن موضوع مىكنيم . مثال : در موضوعات خارجيّه - مثلا مىدانيم مايعى در زمان سابق قطعا خمر بوده است - واضح است كه خمر ، موضوع حكم شرعى است - لكن فعلا شك داريم كه آيا عنوان خمريّت ، باقى است يا نه در اين صورت مىتوانيم با تمسّك به استصحاب ، حكم به بقاء آن موضوع - خمريّت - نموده و احكام خمر را برآن مايع مترتّب نمائيم بنابراين در استصحاب بايد يا حكم شرعى را استصحاب نمود و يا موضوعى كه داراى حكم شرعى است .

[ بيان اجمالى ادلّهء حجيّت استصحاب ]

دليل حجّيّت استصحاب چيست ؟ به‌عبارت ديگر از چه طريقى حكم به بقاء مىكنيم ؟ در ادلّهء اعتبار استصحاب ، اختلاف هست . مصنّف فعلا به آن‌ها اشاره مىكنند ولى بعدا دربارهء آنها به تفصيل ، بحث مىكنند و اينك آن ادلّه را به نحو اختصار بيان مىكنيم .

1 - بناى تعبّدى عقلاء :

عقلاء در احكام عرفى و در مسائل روزمرّهء خود اگر نسبت به مطلبى يقين داشتند و بعد شك در بقاء آن كنند بناء بر بقاء آن مىگذارند ، البتّه نه از باب اينكه ظنّ به بقاء برايشان پيدا مىشود بلكه آنها يك بناى تعبّدى دارند كه دائر مدار وجود و عدم ظنّ نيست - ظنّ به بقاء ، دليل ديگرى است كه به زودى آن را بيان مىكنيم -

2 - ظنّ :

بناى عقلائى تعبّدى « بر بقاء » نداريم بلكه يك مسألهء طبيعى اين است كه اگر چيزى قبلا ثابت و متيقّن بود ولى اكنون شك در بقاء آن داريم ، فعلا ظنّ به بقاء براى ما محقّق مىشود .