تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
شرح
الف - « انحلال » : ابتداء علم اجمالى به تكاليفى داشتيم امّا آن علم اجمالى كاملا منحل شده و اكنون يك سرى شبهات بدوى داريم و مىخواهيم ببينيم آيا شرط جريان برائت شرعى در آنها چيست ؟ مثال : علم اجمالى به « صد » تكليف داشتيم و بر اثر فحص و بررسى علم تفصيلى به آن « صد » تكليف پيدا كرديم لكن اكنون « صد » شبههء ديگر داريم كه در دائرهء علم اجمالى نيست و مىخواهيم ، ببينيم شرط جريان برائت شرعى در آنها چيست ؟ ب - « عدم ابتلاء » : شرط منجّزيّت علم اجمالى اين است كه تمام اطراف آن ، محلّ ابتلاء باشد . مثلا اگر علم اجمالى پيدا كرديم كه يك قطره خون به لباس من اصابت كرد يا به لباس رهگذرى كه از كنار من عبور كرد و ديگر با من ارتباط و معاشرتى ندارد در اين صورت علم اجمالى اثرى ندارد . در محلّ بحث ، علم اجمالى به علّت عدم ابتلاء ، منجّز نمىباشد و واضح است كه گاهى عدم ابتلاء يك مسئلهء حقيقى و واقعى است مانند مثالى كه اخيرا بيان كرديم امّا گاهى عدم ابتلاء به علّت غفلت و عدم توجّه است ، يعنى چون انسان توجّهى ندارد ، بعضى از اطراف علم اجمالى از محلّ ابتلاء خارج است مصنّف مىفرمايند در محلّ بحث ، قسمتى از اطراف علم اجمالى مورد ابتلاء نيست گرچه علّت عدم ابتلاء ، عدم توجّه و التفات نسبت به ساير شبهات باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) - . . . كما ذا استنبط المجتهد حكم شرب التّتن مثلا فانّه حين استنباط حكم هذه المسألة غافل عن سائر الشّبهات فهى لاجل الغفلة خارجة عن مورد ابتلائه من حيث الاستنباط و لذا لا يكون العلم الاجمالى بالتكاليف بينها منجّزا منتهى الدّراية 6 / 394 .