إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 70
شارعى كه قطع را در موضوع حكمش مدخليّت داده است ( بنحو تمام الموضوع يا جزء الموضوع ) اينجا كداميك از دو حيثيّت قطع را لحاظ نموده است : 1 - گاهى قطع را « بما انّه صفة خاصّة من الاوصاف النفسانيّة » ملاحظه مىكند . 2 - و گاهى ممكن است قطع را « بما انّه طريق الى الواقع و كاشف عن الواقع » لحاظ نمايد . ايراد بر مصنّف مرحوم آقاى آخوند اين عبارت را ذكر كردهاند : « و لذا كان العلم نورا لنفسه و نورا لغيره . . . » يعنى علم جنبهء نورانيّت براى خود و غير خودش دارد لذا اين نورانيّت دالّ بر اين است كه علم و قطع صفت حقيقيّهء ذات اضافه است . شك هم هيچ نورانيّتى ندارد ولى در عين حال صفت حقيقيّه ذات اضافه است لذا عبارت فوق بىمورد است . تذكّر : در مواردى كه قطع بما انّه صفة نفسانيّه مورد نظر است جهت كشف و كاشفيّت آن الغاء مىگردد و آنجائى است كه قطع تمام الموضوع باشد كه ملاك همان صفت حقيقى قطع است ، خواه قطع ما مطابق واقع باشد يا مخالف واقع . امّا جائى كه قطع صفتى ( وصفى ) بعنوان جزء الموضوع ملاحظه شده است دو خصوصيّت در آن موضوع ملحوظ است الف - كاشفيّت قطع ب - صفتيّت قطع و اينكه صفت نفسانى است . و در قطع موضوعى طريقى ، حيثيّت كاشفيّت قطع ملاحظه شده است .