تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
و منها : قوله عليه السّلام ( كل شيء لك حلال حتى تعرف أنه حرام بعينه ) الحديث ، حيث دل على حليّة ما لم يعلم حرمته مطلقا ، و لو كان من جهة عدم الدليل على حرمته ، و بعدم الفصل قطعا بين إباحته و عدم « 1 » وجوب الاحتياط فيه و بين عدم وجوب الاحتياط في الشبهة الوجوبية ، يتم المطلوب [ 1 ] .
شرح
جواب : در اين روايت ، حجب به خداوند نسبت داده شده است ، لذا اگر چنين معنا نكنيم اصلا اسناد حجب به خداوند صحيح نمىشود . اگر روايتى براى ما مخفى شد آيا مىتوانيم بگوييم خداوند علمش را از ما منع نموده است ؟ خير . ولى مىتوانيم بگوئيم حكم مستفاد از آن روايت بر ما مجهول است و حديث رفع شامل آن مىشود .

3 - حديث « حل »

[ 1 ] - سوّمين روايتى كه در بحث برائت مورد استدلال قرار گرفته است عبارتست از : « كلّ شىء لك حلال حتّى تعرف انّه حرام بعينه » « 2 » . معنا : هر چيزى كه شك در حلّيّت و حرمت آن داشته باشى در مرحلهء ظاهر ، محكوم به حلّيّت است تا وقتى بدانى كه آن چيز حرام است . آيا در ما نحن فيه مىتوان به اين روايت تمسّك نمود ؟ مرحوم مصنّف مىفرمايند اين روايت عام است و در دو جهت بحث مىكنند : 1 - اين روايت مسلّما شامل شبهات موضوعيّه مىشود چون مفادش اين است
هامش
( 1 ) - « و عدم » عطف تفسيرى براى اباحته مىباشد . ( 2 ) - وسائل الشّيعه ج 12 باب 4 از ابواب ما يكتسب به حديث 4 / قريب به مضمون فوق است .