إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 394
ظاهرا روايتى به اين مضمون نداريم بلكه آنچه هست قريب به مضمون مذكور است . كيفيت استدلال : روايت « سعه » را به دو نحو مىتوان قرائت كرد كه طبق هر دو قرائت مىتوان استدلال نمود . الف : الناس فى سعة ما لا يعلمون . ب : الناس فى سعة لا يعلمون . اگر « ما » موصوله باشد كلمه « سعه » به آن اضافه مىشود اين « ما » ى موصوله مانند « ما » ى در حديث رفع مىباشد و معنى روايت چنين است : مردم نسبت به چيزى و حكمى كه نمىدانند در وسعت هستند پس مردم نسبت به حكم « مجهول » شرب تتن در وسعت مىباشند و از ناحيهء اين حكم وظيفهاى ندارند . و اگر بنحو اضافه نخوانيم « ما » به معنى « ما دام » مىشود و معنى روايت چنين است : مردم مادامىكه جاهل هستند در سعه و عدم ضيق مىباشند پس مردم تا زمانى كه نسبت به شرب تتن جاهل هستند در وسعت مىباشند . سؤال : اگر ما به دليلى از ادلهء اخبارىها برخورد كرديم كه دلالت مىكرد در اين شبهات بايد احتياط كرد در اين صورت نسبت بين آن دليل و حديث سعه چيست ؟ آيا دليل احتياط حاكم و وارد بر حديث سعه است و تقدّم بر روايت سعه دارد ؟ جواب : اگر احتياط واجب باشد در اين صورت ديگر مردم در سعه نمىباشند بلكه در مضيقه قرار مىگيرند لذا مىگوئيم بين دليل احتياط و حديث سعه تعارض هست