تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
شرح
صورت : آيا مقصود از اثر ، آثارى است كه روى فعل و موضوع بعنوان « اوّلى » و « ثانوى » مترتّب شده است يا اينكه تنها آثار عنوان اوّلى را برمىدارد « 1 » . مثال : چنانچه كسى مضطرّ به شرب خمر شود در اين عمل و فعل خارجى ( شرب ) دو عنوان وجود دارد : الف - عنوان اوّلى كه عبارتست از شرب الخمر ، و آثار عنوان اوّلى ، مسئلهء حرمت و استحقاق حد و هشتاد تازيانه است . ب - عنوان ثانوى كه عبارتست از مضطرّ اليه بودن اين عمل . مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند : حديث رفع آثارى را كه بر عنوان اوّلى مترتّب است برمىدارد يعنى كسى كه مضطر به شرب خمر شده است نه ، مرتكب فعل حرامى شده است و نه استحقاق حد و تازيانه دارد امّا اگر اثرى بر عنوان ثانوى « اضطرار » مترتّب باشد حديث رفع آن اثر را نمىتواند بردارد چرا ؟ زيرا اگر اثرى بر عنوان ثانوى اضطرار ثابت باشد معنايش اين است كه اين اضطرار اقتضاء وجود و ثبوت آن اثر را دارد آن‌وقت مىگوئيم « اضطرارى » كه اقتضاء ثبوت اثرى را دارد ديگر نمىتواند همان « اضطرار » بعنوان حديث رفع ، مقتضى رفع و نفى آن اثر باشد . آيا عنوان ثانوى ( اضطرار ) مىتواند هم مقتضى ثبوت يك اثر باشد و هم مقتضى رفع آن اثر ؟ خير . مثال : از طرفى حديث نبوى مىگويد : رفع الخطاء يعنى « اثر » خطا مرفوع است و از طرف ديگر آيهء شريفه مىفرمايد :وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ. . . « 2 »
هامش
( 1 ) - ظاهرا تمام فقرات حديث رفع عنوان ثانوى ندارد مانند حسد و طيره . ( 2 ) سورهء نساء : 92 .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 387 | الشيخ فاضل اللنكراني