شرح
اگر يك لباس طاهر در بين صد لباس مشتبه واقع شد ، در اين صورت اگر مكلّف بخواهد احتياط كند و صد نماز بخواند ، اين مستلزم ضرر و عسر و حرج است و چون احتياط مستلزم مشقّت فوقالعاده است مىگوئيم احتياط واجب نيست زيرا قاعدهء نفى عسر و حرج بر ادلّهء اوّليّه حكومت دارد و اين احتياط از همان احكام اوّليّه ناشى شده است چون نماز بر مكلّف واجب است ، مىخواهد صد نماز بخواند تا يقين به برائت ذمّه پيدا كند ( طبق نظر مرحوم شيخ ) .
امّا طبق نظر مصنّف در اين مثال ضرر و عسر و حرج نيست يعنى در موضوع و متعلّق حكم ( نماز ) ضرر و عسر و حرج نيست زيرا شارع مقدّس يك نماز بر مكلّف واجب كرده بود و خواندن يك نماز عسر و حرجى ندارد .
امّا چون لباس مكلّف مشتبه شده بود و عقل ( نه شرع ) حكم به احتياط مىكرد عسر و حرج پيش آمد .
به عبارت ديگر در احتياط و خواندن صد نماز عسر و حرج است نه در خواندن يك نمازى كه شارع بر مكلّف واجب كرده بود .
امّا ارتباط اين مطالب و نظرات با بحث انسداد : اگر احتياط فقط سبب عسر و حرج شود ( نه اختلال نظام ) نمىتوان گفت قاعدهء عسر و حرج بر وجوب احتياط ، حاكم است و در نتيجه احتياط لازم نيست زيرا اين احتياط از ادلهء اوّليّه ( علم به تكاليف ) ناشى نشده است بلكه احتياط ، از حكم عقل ناشى شده است چون مكلّف علم اجمالى به وجود واجبات و محرّمات دارد و بعضى از آنها را تشخيص نداده است لذا ( عقل ) حكم به احتياط مىكند .
تذكّر : البتّه مصنّف مىفرمايند : اگر ما كلام شيخ را قبول كنيم ، مىگوئيم احتياط تام واجب نيست چون بالأخره وجوب احتياط ناشى از همان احكام و تكاليف شارع است