تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
شرح
هست ولى فاقد وصف و عنوانى هست و كسى مىآيد بين موصوف و صفت ، رابطه ايجاد مىكند مثلا : جسمى را كه سفيد نيست آن را سفيد قرار مىدهد و بنحو جعل تأليفى مىگويد : صار الجسم ابيضا يعنى جاعلى ، شىء موجودى را متّصف به صفت بياض نمود . آيا اين جعل تأليفى در مورد الاربعة زوج تصوّر دارد ؟ نه و كسى نمىتواند بگويد : جعلت الاربعة زوجا ، زيرا زوجيّت لازمهء ماهيّت اربعه است و قابل جعل نمىباشد . جعل بسيط كه مفاد كان تامّه دارد ، فقط نياز به فاعل دارد نه اسم و خبر ، يعنى ايجاد الشّىء يعنى شىء كه وجود ندارد خالق و جاعلى آن را ايجاد مىنمايد كان زيد اى تحقّق زيد اصل وجود را ، « كان » تامّه بيان مىكند - « كان » تامّه نتيجهء جعل بسيط است - اگر كسى بخواهد زوجيّت تحقّق پيدا كند بايد اربعه را ايجاد نمايد . اگر اربعه به جعل بسيط تحقّق پيدا كرد ، لا محاله زوجيّت هم به تبع آن محقّق مىشود بدون اينكه جعل استقلالى به زوجيّت تعلّق گرفته باشد . بله يك جعل عرضى و مجازى به زوجيّت تعلّق پيدا مىكند بدون اينكه زوجيّت نياز به جعل داشته باشد . تمام آنچه را كه از نظر مسئلهء جعل براى « الاربعة زوج » گفتيم در مورد قطع و احكام آن پياده مىشود يعنى : معنى ندارد كسى قطع را به جعل تأليفى حجّت قرار دهد و بگويد : جعلت القطع حجّة . زيرا حجّيّت لازمهء لا ينفكّ قطع است همان‌طور كه نمىتوانيم بگوئيم جعلت الاربعة زوجا ، نمىتوانيم بگوئيم جعلت القطع حجّة . بله اگر در خارج حجيّت بخواهد محقّق شود مىتوان بنحو جعل بسيط و « كان » تامّه قطع را ايجاد نمود كه به دنبال آن ، احكام و آثار قطع قهرا مترتّب مىشود بدون اين كه اين آثار به جعل مستقلّى ايجاد شده باشد . بلكه مىتوان گفت به نحو جعل عرضى آثار قطع محقّق شد . خلاصه : حجيّت براى قطع قابل جعل نيست زيرا جعل در مورد فقدان به كار مىرود و قطع فاقد حجيّت نيست تا به جعل جاعل ، واجد حجيّت شود .