إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 32
جمعه شد يجب ان يصلّى صلاة الجمعة . و اگر كسى نسبت به روز جمعه قاطع به وجوب نماز ظهر شد يجب ان يصلّى صلاة الظّهر و اين لزوم متابعت قطع يكى از مسائل مسلّم است و بعدا توضيح مىدهيم كه نيازى نيست كسى اين لزوم موافقت طبق قطع را جعل يا تأييد كند زيرا جعلش مستلزم لغويّت است . 2 - حجّيّت قطع كلمهء ( حجيّت ) در جلد دوّم كتاب كفايه و در مبحث قطع و ظن بسيار مورد گفتگو و بحث واقع مىشود . معناى حجيّت مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند : القطع حجّة يا خبر الواحد حجّة ، يعنى اگر اين حجت مطابق واقع باشد و همان واقع را حكايت نمايد در اين صورت معنى حجيّت ، منجز شدن آن واقع است ، يعنى آخرين مرتبهء تكليف ، مسلّم شده و چنانچه كسى با آن مخالفت كند مستحقّ عقوبت است . و چنانچه آن حجت مخالف واقع باشد و شما نسبت به آن قاطع شديد يا ظنّ معتبر پيدا كرديد در اين صورت آن حجت براى شما يك عذر عقلى و معذّر است مثلا شما قاطع گشتيد كه روز جمعه ، نماز جمعه واجب است و مطابق قطع خود نماز جمعه خوانديد و حال آنكه فى الواقع نماز ظهر واجب بود نه نماز جمعه ، اينجا اگر مولى سؤال كند لم تركت تكليف الواقعى ؟ مىگوئيد : من قطع به خلاف آن داشتم و اين قطع به خلاف ، عذرى است در برابر احتجاج مولى پس : حجيّت يعنى منجزيّت و معذريّت . لكن مرحوم آقاى آخوند در اين معذّريّت يك قيد اضافه مىكنند :