تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
شرح
تذكّر : مستدل در ابتداى بحث ( الاوّل ) ، گفت : ظنّ به حكم ، ملازم با ظنّ به ضرر است و عقل هم مىگويد دفع ضرر مظنون واجب است و . . . يعنى عنوان بحث را روى ضرر قرار داد امّا وقتى ضرر را توضيح داد يك قسمت آن را مربوط به عقوبت اخروى دانست و قسمت ديگرش را مربوط به مفسدهء دنيوى قرار داد . امّا اينكه مستدل بين مفسده و ضرر قائل به ملازمه شده است ، اساس و پايهء ضرر ، اين است كه يك ضرر مالى ، جانى يا حيثيّتى به كسى وارد شود . آيا در محرّمات هميشه چنين ضررى هست ؟ كسى كه العياذ باللّه مرتكب زنا مىشود اگر مردم متوجه نشوند ضرر مالى ، جانى و يا حيثيّتى به او وارد شده است ؟ چه‌بسا زانى و زانيه لذّت هم برده‌اند . بله ما قبول داريم كه زنا يك عمل ركيك هست و صددرصد مفسده دارد و عقل فاعل آن را تقبيح مىكند امّا هميشه مفسده ، ملازم با ضرر نيست . گاهى مفسده ملازم با ضرر است . اگر كسى بخواهد اموالش را آتش بزند ، يا بخواهد نقصى بر بدن خويش وارد كند ، اين كارها هم حرام است و هم مفسده و ضرر دارد . 2 - مستدل هم در مورد واجبات و هم در مورد محرّمات كلمهء مفسده را به كار برد - كه على القاعده ما در مورد تكليف وجوبى مفسده نداريم بلكه در محرّمات مفسدهء ملزمهء لازم الاجتناب است و در واجبات مصلحت ملزمهء لازم الاستيفاء وجود دارد پس در فعل حرام القاء در مفسده هست ، و در ترك واجب تفويت مصلحت وجود دارد . امّا تفويت مصلحت كه در مورد واجبات هست - اگر كسى نماز واجب را ترك كند و مصلحت صددرصد را رها نمايد در اين صورت مصلحت ملزمه را تفويت نموده است