شرح
بودنش ثابت است .
مرحوم مصنّف مىفرمايند ، مستدل در ذيل كلامش تصريح كرده كه مقصود من سنّت حاكيه است يعنى موظّف هستيم به كتاب و روايات مراجعه كنيم . لذا ما بجاى « سنّت » كلمهء روايات را به كار مىبريم .
مقتضاى اينكه واجب است ما تا روز قيامت به اخبار ( سنّت حاكيه ) مراجعه كنيم اين است كه :
يك قسمت از اين روايات حجّيّت دارند و متيقّن الاعتبار هستند در غير اين صورت معنا ندارد كه ما موظّف باشيم كه مثلا به كتاب وسائل مراجعه كنيم و حتّى يكى از روايات آن حجّيّت نداشته باشد وقتى مسلّم شد كه بايد به روايات ( سنّت حاكيه ) مراجعه كنيم مىبينيم در اين روايات تعداد اخبار قطعى الصّدور كم است و يا فرضا روايت معلوم الصّدور وجود ندارد .
البتّه ما اينجا روى علم به صدور روايات اتّكا نمىكنيم بلكه اتكاء ما روى اين است كه تا روز قيامت مكلّف هستيم به روايات مراجعه كنيم .
يك قسمت از اين روايات متيقّن الاعتبار هستند . لذا ابتدا به رواياتى تمسّك مىكنيم كه حجّيّتشان مسلم است و رواتش هم عادل و مزكّى به تزكيه عدلين هستند .
اگر ديديم اين روايات وافى به فقه هستند ديگر مشكلى نداريم چون به روايات متيقّن الاعتبار تمسّك مىكنيم . « 1 »
چنانچه وافى به فقه نبودند در درجه بعد به رواياتى مراجعه مىكنيم كه مثلا حد اقلّ
هامش
( 1 ) - و الا اضيف اليه الخبر المتيقّن اعتباره بالاضافة الى ما سواه كالخبر الصّحيح بالنسبة الى الموثّق و الموثّق بالنسبة الى الحسن و هكذا لو كان . . . ر . ك عناية الاصول 3 / 271 .