شرح
وظيفهء ما نسبت به رواياتى كه مىگويند فلان چيز واجب نيست يا فلان چيز حرام نيست چيست ؟
به عبارت ديگر وظيفه ما در برابر روايات نافى تكليف چيست ؟ دو صورت فرض مىشود :
1 - گاهى در يك طرف ، روايات نافى تكليف وجود دارد و در طرف ديگر ، اصل نافى تكليف موجود هست مثلا اصل برائت مؤيّد روايات نافى تكليف است در اين صورت مىتوان طبق روايات نافى عمل كرد .
2 - گاهى در مقابل روايات نافى تكليف يك اصل مثبت تكليف مانند استصحاب و قاعدهء اشتغال وجود دارد كه در اين صورت بايد طبق قاعدهء استصحاب و اشتغال عمل كرد .
تذكّر : قاعدهء اشتغال هميشه مثبت تكليف است امّا استصحاب گاهى مثبت تكليف است و گاهى نافى تكليف مىباشد .
در جريان قاعدهء استصحاب بحث است كه : آيا با وجود علم اجمالى به انتقاض حالت سابقه ، يا با وجود قيام امارهء معتبره اجمالا ، استصحاب جارى مىشود يا نه .
اگر استصحاب جارى شود ، در ما نحن فيه بايد برطبق استصحاب عمل كرد و به روايات نافى تكليف عمل ننمود .
و اگر گفتيم استصحاب جارى نمىشود در اين صورت موردى براى جريان استصحاب نيست و مىتوان طبق روايات نافى تكليف عمل نمود .
خلاصه : عدم جواز عمل طبق روايات نافى تكليف فقط در صورتى است كه اصل مثبت در ميان باشد .