شرح
متوقّف بر اين است كه آيات ناهيه رادع سيره عقلا نباشد درحالىكه مطلب چنين نيست و حجّيّت سيره متوقف بر اين نيست كه آيات رادع سيرهء عقلا نباشد بلكه متوقّف بر عدم ثبوت ردع است و عدم ثبوت ردع متوقف بر چيزى نيست . « 1 »
به عبارت ديگر : چون رادعيّت آيات نسبت به سيره ثابت نيست حتما سيره عموم آيات را تخصيص مىزند لذا مىگوئيم :
سيره داراى حجّيّت است و آيات ناهيه شامل سيره نمىشود در نتيجه خبر واحد معتبر مىگردد و اين مستلزم دور نيست .
سؤال : اگر شارع بحسب واقع نسبت به يك سيره ردعى كرده باشد امّا هرچه تحقيق كرديم منع و ردعى نسبت به آن سيره پيدا نكرديم ، در اين صورت آن سيره حجّيّت دارد ؟
جواب : مسلّما حجّت است . چون ردع واقعى مانند تكليف واقعى است اگر انسان نسبت به تكليف واقعى اطّلاع پيدا نكند ، آن تكليف حجّيّتى ندارد و انسان نسبت به آن وظيفهاى ندارد اينجا ما نتيجه مىگيريم كه حجّيّت سيرهء عقلا متوقّف بر عدم ردع و منع نيست بلكه متوقّف بر عدم ثبوت ردع است و همين عدم ثبوت ردع كافى براى حجّيّت سيرهء عقلا است و در نتيجه مىگوئيم سيرهء عقلا دلالت بر حجّيّت خبر واحد مىكند .
يك شاهد : در باب اطاعت ، سيرهء عقلا نسبت به مسائلى مسلّم است كه : اگر انسان با تكليف مولا مخالفت كند ، مستحق عقوبت است و چنانچه نسبت به تكليف مولا موافقت نمايد مستحق عقوبت نمىباشد .
حتّى اگر تكليف واقعى با تكليف ظاهرى مخالف هم باشد وقتى انسان با تكليف
هامش
( 1 ) - فرق ميان دو دور اين است كه : يكى مربوط به مقام اثبات و ديگرى مربوط به مقام ثبوت است .